امام باقر عليه السلام در مكتب تفسيرى خود از تفسير به اين شيوه نهى كرده است . در سفارش به قتادة بن دعامه ( 117 ق ) از تابعان مدرسهء عراق كه روايات فراوانى در تفسير دارد ، اين مطلب را بيان داشته است . زيد شحام گويد : قتادة بن دعامه نزد ابو جعفر ، امام باقر عليه السلام آمد . امام فرمود : اى قتاده ! تو فقيه اهل بصره هستى ؟ گفت :
چنين مىپندارند . ابو جعفر فرمود : به من خبر رسيده است كه تو قرآن را تفسير مىكنى ؟ قتاده گفت : آرى . امام عليه السلام به وى فرمود : با علم آن را تفسير مىكنى يا با جهل ؟ گفت : با علم . ابو جعفر عليه السلام فرمود : اگر با علم آن را تفسير مىكنى ، پس تو ، تو هستى ( در همان مرتبهاى هستى كه گمان مىكنى . ) حال من از تو مىپرسم . قتاده گفت : بپرس . امام عليه السلام از معناى آيهاى سؤال كرد و او پاسخ ناصحيح داد و امام او را متوجه اشتباهش كرد و فرمود : واى بر تو اى قتاده ! اگر قرآن را از پيش خود ( و با رأى و ديدگاه شخصى خويش ) تفسير مىكنى ، هم خود هلاك شدهاى و هم ديگران را هلاك كردهاى . « 1 »
امام كاظم عليه السلام در حديثى از پدرانش نقل مىكند : شايسته نيست كه به هرگونه كه بخواهى ، سخن بگويى ؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ . . .
؛ « 2 » از چيزى كه علم به آن ندارى ، پيروى مكن . « 3 »
از اين روايات استفاده مىشود كه تفسير بايد براساس علم باشد ؛ در غير اين صورت ، موجب هلاكت خود مفسّر و ديگران خواهد شد .
3 - 2 . توجه به مسائل اعتقادى ( بعد توحيدى ) آيات
در برخى مواقع ، ائمهء عليهم السلام مخاطبان خود را به بعد توحيدى آيات توجه مىدادند :
در روايت است كه عمرو بن عبيد از امام باقر عليه السلام معناى غضب خداوند در آيهء
هامش
( 1 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، روضه كافى ، ص 142
( 2 ) . اسراء ، 36
( 3 ) . محمد بن حسن حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 17