لا سبيل الى انكاره » « 1 » « نفوذ و رخنهء اسرائيليات و احاديث ساختگى در ميان روايات ما ، ( واقعيّتى ) انكارناپذير است » .
همچنين استاد محترم ، آيت اللّه معرفت مىنويسد :
« انّ الجوامع الحديثيّه التّى حوت على أمثال هكذا تفاسير مأثورة نقلا عن الأئمة عليهم السّلام لم تكد تصحّ منها الّا القليل النّادر » « 2 »
« در ميان جوامع حديثى ، كه مشتمل بر تفاسير منقول از امامان عليهم السّلام مىباشد ، تنها شمار اندكى از آن صحيح است . »
ايشان در مقام بررسى چگونگى استناد تفاسير روايى ياد شده به اهل بيت عليهم السّلام اكثر آن را از نظر سندى فاقد اعتبار مىداند .
با اين حال ، شايسته نيست ، به اين بهانه ، همهء روايات تفسيرى را ، كه در لابهلاى آن احاديث مستحكم و استوارى ديده مىشود ، كنار گذاشت ، چه اين كه ؛ سخنان ثقل همتاى قرآن را ، كه آن همه مورد سفارش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم قرار گرفته ، تنها در همين مجموعهها مىتوان يافت . ازاينرو ، بر دوستداران عترت عليهم السّلام است كه به ارائه ملاكها و ضوابطى متقن به منظور پالايش روشمند اين منابع همت گمارند ، سره را از ناسره جدا سازند و از اين رهگذر به چشمههاى زلال و جوشان معارف تفسيرى معصومان عليهم السّلام راه يابند ، امرى كه آغاز آن را به شكل پراكنده و ناتمام از سوى محققان و پژوهشگران عزيز شاهديم ، گرچه انتظار آن مىرود كه با تلاش بيشتر و گستردهترى بر سرعت آن افزوده گردد .
در اين راستا ، نگارنده در ادامهء اين رساله ، نخست بحثهايى را كه بايسته است پيش از پرداختن به روايات تفسيرى مورد نظر قرار گيرد مطرح ساخته و سپس ، روشهاى تفسيرى معصومان عليهم السّلام را پيش كشيده است .
هامش
( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن ، بيروت ، المطبعة التجاريّه ، ج 12 ، ص 112 .
( 2 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون ، چاپ نخست ، مشهد ، دانشگاه علوم اسلامى رضوى ، ج 1 ، 1418 ه ، ص 476 .