هر حال در برابر سؤالات نامحدود كفايت نمىكند ، گذشته از اين كه بسيارى از آيات قرآنى هست كه در ذيل آن از طريق عامه و خاصّه حديث وارد نشده است . » « 1 »
گرچه بررسى علل و عوامل ناكافى بودن روايات تفسيرى مجال ديگرى مىطلبد ، ولى به اجمال مىتوان گفت كه مطالعه و شناسايى دوران زندگى اهل بيت عليهم السّلام و شرايط سياسى و اجتماعى حاكم بر آن عصر ، تا حدّ زيادى پرده از اين راز برمىدارد كه چرا احاديث تفسيرى اهل بيت عليهم السّلام در همهء آيات و همهء ابعاد قرآنى به اندازه كافى در اختيار نيست ، چه اين كه حسّاسيّت حاكمان زمان نسبت به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و تلاش براى ناشناخته ماندن ايشان در ميان جامعه و گمنام شدن خود و تعالميشان از يكسو ، و تعصبهاى قومى و ركود فرهنگى جامعه از سوى ديگر سبب شد تا زبان گوياى معارف وحى زمينه بروز و ظهور نيابد ، افزون برآنكه ، انزواى سياسى تحميل شده بر شيعه نيز نكتهء ديگرى بود كه تأثير كلانى بر تعميق نارساييهاى ياد شده مىگذاشت . در هر حال ، با همهء كشوقوسها و بحرانهاى كارى و انبوهى كه بر اهل بيت عليهم السّلام و شاگردان و پيروانشان مىگذشت ، بخشى از تعاليم آنان ، از جمله آثار تفسيرىشان ، توانست از لابهلاى حوادث و طوفانها عبور كند و با تلاشهاى طاقتفرساى عالمان و حافظان حديث و نگهبانان آثار اهل بيت عليهم السّلام هم اكنون به عنوان ميراثى گرانبها در اختيار ما قرار گيرد كه از آن به تفاسير روايى ياد مىشود و از اين جملهاند : تفسير عياشى ، على بن ابراهيم قمى ، تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام ، البرهان ، نور الثقلين و تفاسيرى ديگر . ليكن سوگمندانه اين ميراث گرانقدر ، كه در ميان آن گاه بيانها و سخنانى تفسيرى با متنى استوار و محتوايى متقن ديده مىشود ، به دليل در آميخته شدن با ناراستىهايى چون ؛ اسرائيليات ، احاديث ساختگى و فقدان سند در موارد قابل توجهى از آن ، نتوانسته است نقش و جايگاه مورد انتظار خود را بيابد ، چرا كه انگ ضعف سند و صدور يا سستى محتوا و متن را به همراه دارد چنان كه علامه طباطبايى در اينبارهء مىنويسد :
« انّ انسراب الإسرائيليات و ما يلحق بها من الموضوعات و المدسوسات بين رواياتنا
هامش
( 1 ) . پيشين .