داشت .
1 - 2 - 2 - نگاهى به سند حديث :
حافظ ابن حجر بن محمد الهيتمى ، از عالمان بزرگ اهل سنّت ، درباره طرق فراوان حديث مىنويسد :
« و لهذا الحديث طرق كثيرة عن بضع و عشرين صحابيّا » « 1 » « اين حديث با بيش از بيست طريق ، توسط صحابه روايت شده » .
وى همچنين مىنويسد : « شمار زيادى از صحابه ، حديث فوق را از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم روايت كردهاند ، در اين ميان ، برخى از آنان حديث را در سفر حجّه الوداع و در روز عرفه از وى شنيده و روايت كردهاند و برخى آن را در زمان هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه جمع زيادى نزد وى حضور داشتند ، شنيدند و گزارش كردند ، شمارى ديگر ، آن را در ماجراى بزرگ و به ياد ماندنى غدير خم از پيامبر شنيدند و جمعى از صحابه نيز چنين گويند كه اين حديث را در زمان بيمارى وى و در روزهاى پايانى زندگيش از او به ياد دارند ، و بالاخره ، گروهى ديگر گفتهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پس از انصراف از طايف ، خطبهاى ايراد نمود و در آن حديث ثقلين را فرمود . »
ابن حجر پس از گزارش تنوع نقل حديث توسط صحابه ، خود در باره علت تنوّع مىگويد :
« اين همه چند گونگى درباره زمان و مكان صدور روايت از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نشان از آن دارد كه ، موضوع قرآن و عترت و پيوند آن دو ، به قدرى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مهم بوده است كه در زمانهاى مختلف ، هر فرصت پيش آمده را غنيمت مىشمرده و در صدد اعلان آن به همگان بوده است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . حافظ احمد بن حجر الهيتمى ، الصّواعق المحرقة با مقّدمهء سيد طيّب الجزايرى ، تصوير نسخه اصلى ، مصر ، المطبعة الميمنيّه 1382 ق ، ص 136 ، باب « وصية النبى بشان اهل البيت عليهم السّلام » و محمّد هادى معرفت ، اهل البيت و القرآن الكريم ، چاپ نخست ، قم مؤسسة فرهنگى مجمع جهانى اهل البيت عليهم السّلام » سال 1419 ق ، ص 12 .
( 2 ) . پيشين ، ص 14 .