شيخ طوسى رحمه اللّه مفسّر بزرگ شيعه ، پس از يادآورى اقوال ، بخشى از افسانهء هاروت و ماروت را نقل مىكند و سپس با عبارت « فى حديث طويل لا فائدة فى ذكره » « 1 » آن را ناتمام گذاشته و نادرست بودنش را گوشزد كرده است .
مرحوم طبرسى نيز ، پس از ياد كرد اقوال ، با اشاره به اين كه روايت هاروت و ماروت را عيّاشى با استناد به امام باقر عليه السّلام نقل كرده ، مىنويسد : « و من قال بعصمة الملائكة عليهم السلام لم يجز هذا الوجه » « 2 » « آنان كه معتقد به عصمت فرشتگان عليه السّلام هستند ، اين گونه گفتهها را نمىپذيرند » .
به واقع ، ايشان با اين گفتارشان ، انتساب روايت هاروت و ماروت به امام باقر عليه السّلام را ناروا شمرده است .
علّامهء طباطبائى رحمه اللّه نيز پس از اشاره به روايت ياد شده مىنويسد :
« اين داستان ، افسانهاى است خرافاتى كه به فرشتگان گرامى نسبت داده شد حال آنكه قرآن ، بر پاكيزگى و طهارت وجود آنان از هر نوع شرّ و نافرمانىها تصريح كرده است ، چگونه مىتوان زشتترين نافرمانى مانند ، قتل نفس ، زنا ، شراب خوارى و آشكارترين نمونهء شرك ، يعنى ، بتپرستى را به آنان منتسب دانست » « 3 »
سپس ، با اشاره به اين نكته كه در داستان ياد شده آمده است كه ستارهء زهره ، صورت مسخ شدهء همان زنى است كه سبب گمراه شدن آن دو فرشته شده ، مىنويسد :
« چنين گفتارى ، بسيار خندهآور و بىپايه است ، زيرا ، ستارهء زهره ، كوكبى است درخشان كه داراى آفرينش و طليعهاى طاهر است و خداوند متعال بدان قسم ياد كرده و فرموده :
« الْجَوارِ الْكُنَّسِ
« 4 »
»
« 5 »
هامش
( 1 ) . محمّد بن حسن طوسى ، التبيان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 376 .
( 2 ) . فضل بن حسن طبرسى ، مجمع البيان ، فى تفسير القرآن ، ج 1 ، قم ، منشورات مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، 1403 ق ، ص 176 .
( 3 ) . محمّد حسين طباطبايى ، الميزان فى تفسير القرآن ، پيشين ، ج 1 ، ص 239 .
( 4 ) . تكوير : 18 / 15 ، « ( سوگند به ) سيّارگان پنهان رونده » .
( 5 ) . همان .