در اين زمان كه ملائكه آسمان شاهد اين دو بودند و ماجراى نافرمانى هاروت و ماروت ، دو فرشتهء همسان خود را ديدند ، از اعتراض پيشين خود دست كشيده و از آن پس ، براى اهل زمين ( انسان ) دعا و استغفار مىكنند ! و وى را در ارتكاب به گناه معذور مىدانند » .
رواياتى كه افسانهء فوق را بيان مىكند ، در بسيارى از تفاسير مأثور اهل تسنّن ، از جمله ، تفسير طبرى « 1 » ، سيوطى « 2 » تفسير ميبدى ، « 3 » زاد المسير « 4 » و نيز در شمارى از تفاسير روايى شيعه ، از جمله در تفسير عياشى « 5 » با اندكى اختلاف تعبير ، از امام باقر عليه السّلام نقل شده است .
در تفاسير ياد شده ، بىآنكه نادرستى اين دست روايات گوشزد شود ، به نقل آنها بسنده شده است .
در آن سوى ديگر ، بسيارى از مفسّران شيعه ، مانند شيخ طوسى رحمه اللّه ، طبرسى رحمه اللّه ، علّامه طباطبائى رحمه اللّه و آية اللّه معرفت ، و شمارى از مفسّران اهل تسنّن ، مانند ابن كثير و نيز ابن جوزى ، كه از حديث پژوهان آنان است ، پس از اشاره به روايات ياد شده ، نادرستى آن را مورد توجّه قرار دادهاند .
اكنون ، پيش از آنكه گفتار اين مفسّران را دربارهء روايات هاروت و ماروت ياد كنيم ، شايسته است ، روايت روشنگرانهاى را كه از امام عسكرى عليه السّلام در پاسخ به پرسش در همين باره نقل شده ببينيم تا در ضمن آن ، اين نكته آشكار شود كه امامان عليهم السّلام خود بهترين روش را
هامش
( 1 ) . محمّد بن جرير طبرى ، جامع البيان ، فى تفسير القرآن ، ج 1 ، بيروت ، دار المعرفة ، ص 362 تا ص 367 ، بىتا .
( 2 ) . جلال الدّين سيوطى ، الدرّ المنثور فى التفسير بالمأثور ، ج 1 ، قم ، منشورات مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، 1404 ق ، ص 96 تا ص 103 .
( 3 ) . ابو الفضل رشيد الدّين ميبدى ، كشف الأسرار و عدّة الأبرار ( معروف به تفسير خواجه عبد اللّه انصارى ) ، به سعى و اهتمام على اصغر حكمت ، ج 1 ، چاپ چهارم ، تهران ، مؤسّسهء انتشارات امير كبير ، 1371 ش ، 295 ، روايت را به فارسى زيباى قديم نقل كرده .
( 4 ) . على بن محمد جوزى ، زاد المسير فى علم التفسير ، ج 1 ، چاپ چهارم ، دمشق ، المكتب الاسلامى ، 1407 ق ، از ص 123 تا ص 125 .
( 5 ) . محمّد بن مسعود ابن عياشى ( عياشى ) ، تفسير ، پيشين ، ج 1 ، ص 1411 .