انبوهى را مىيابيم كه علّامهء طباطبائى رحمه اللّه رواياتى را مورد توجّه قرار مىدهد و سپس اسرائيلى بودن يا ساختگى بودن آن را گوشزد مىكند و به اين شكل بىاعتبارى آن را نشان مىدهد .
استاد بزرگوار ، آية اللّه معرفت نيز شمار زيادى از داستانهاى قرآنى را كه دربارهاش روايت اسرائيلى نقل شده و در ميان روايات تفسير شيعه نيز جاى گرفته ، مورد اشاره قرار مىدهد ، از جملهء اين موارد عبارتند از :
- داستان حوّا و چگونگى آفرينش وى از ضلع پايين آدم ، كه روايت آن در تفسير علىّ بن ابراهيم قمى ذيل آيهء 1 سورهء نساء آمده است .
- افسانهء جنّ و انس و آفرينش آن دو پيش از آفرينش انسان كه روايت آن در تفسير ياد شده آمده است .
- افسانهء نامگذارى آدم و حوّا ، فرزند خود را به « عبد الحارث » و اتّخاذ شريك براى خداوند ؛ كه روايتش در تفسير قمى آمده است . « 1 »
- افسانهء داود و اوريا و اتّهام ناشايست به داود ، و موارد ديگرى كه بدان اشاره كرده است . « 2 »
همچنين ، در جاى ديگر ، بيش از سى نمونه از اسرائيليّات را در يكصد و شصت و هشت صفحه ، به تفصيل بررسى نموده ، كه بنابر نوشتهء خودشان ، اين بخش ، تلخيص و توضيح آن چيزى است كه محمّد ابى شهبه در كتاب « الإسرائيليّات و الموضوعات » ارائه داده است . « 3 »
با اين همه بايد گفت ، آنچه در مورد نقد و بررسى روايات و از جمله روايات تفسيرى صورت گرفته ، گرچه جاى تقدير دارد ، ولى كافى نيست و شايسته است كه اين كار به شكلى گسترده و پىگير ، نسبت به همهء روايات تفسيرى انجام گيرد و چنانكه گفته شد ،
هامش
( 1 ) . علّى بن ابراهيم قمى ، تفسير ، تصحيح و تعليق موسوى جزائرى ، ج 2 ، چاپ سوّم ، قم ، مؤسسهء چاپ و نشر دار الكتّاب ، 1404 ق ، ص 51 .
( 2 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسّرون ، پيشين ، ج 1 ، ص 182 و 183 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، از ص 141 تا ص 311 .