ساخته چنانكه مىفرمايد :
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ ، لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
« 1 »
« بلكه آنان [ فرشتگان ] بندگانى گرامىاند ، در سخن بر او پيشدستى نكنند و به فرمان او كار كنند ، او پيش روى آنان و پشت سرشان را مىداند و آنان شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه خداوند از او خشنود باشد و ايشان از خوف و خشيت او بيمناكند »
چنانكه ملاحظه مىكنيد ، امام عليه السّلام ، بىآنكه اشارهاى به سند و ناقل اين سخن داشته باشد ، محتواى آن را مورد توجّه قرار داده ، و با آشكار ساختن ناسازگارى آن با يكى از مسلّمات قرآنى ، يعنى عصمت فرشتگان ، بىپايگى آن را گوشزد نموده است .
با آنكه برخى از نقلهاى اين روايت ، داراى سند معتبرى مىباشد ولى آن دسته از مفسّرانى كه در شناخت مبانى و اصول دين تسلّط دارند ، فريفتهء سند نشده و به دليل ناسازگارى محتواى آن با عصمت فرشتگان ، آن را ساختگى دانستهاند . چنانكه ابن كثير ، مفسّر برجستهء اهل تسنّن كه در شناخت و معرّفى اسرائيليّات ، مهارت خويش را نشان داده است به حدّى كه يكى از ويژگىهاى تفسير نام آشناى وى ، نقد و بررسى اين روايات به شمار مىآيد ، وى پس از آنكه مجموعهاى از اين روايات را يادآورى مىكند و برخى از آن را از قبيل مرفوع ، كه نزد آنان از معتبرين انواع حديث بشمار مىرود مىداند ، آنگاه دربارهء همين روايات مرفوع مىنويسد :
« روايات الرّفع غريبة جدّا . . . و رفع مثل هذه الإسرائيليّات الى النبىّ كذب و اختلاق ألصقه زنادقة اهل الكتاب » « 2 »
« اينگونه روايات كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نسبت داده شده ، بسيار شگفتآور است و انتساب چنين اسرائيليّاتى به وى ، ساختگى و دروغ است و غير مسلمانان از اهل كتاب چنين انتسابى را ساختهاند » .
هامش
( 1 ) . انبياء 21 / 26 تا 28 .
( 2 ) . حافظ ابن كثير « تفسير القرآن العظيم ، پيشين ، ج 1 ، از ص 138 تا ص 142 .