تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
چه چيز مايهء اين حدس وز كجا آمد * كه مرد عالم گردد از او همى در آن
چگونه نقل توان كرد خلق اهل بلاد ؟ * چو طبع هند نگردد چو طبع تركستان
چگونه كسب كند عفّت و شجاعت مرد ؟ * چو مستعد نباشد به حيلت و درمان
به خلق خير مطلق چگونه گردد نفس ؟ * چو خير و شر به اضافت بود در اين كيهان
بقاء نفس چو مردم تصوّر و تصديق ؟ * كند به حدّ و قياس و به دو فتدش ايمان
چراست آن كه « 1 » پس از قالب [ و ] خرابى او ؟ * فناء نفس كند و هم زو شود حيران
چه چيز فايدهء حجّت درست و يقين ؟ * چو وهم كاذب رو به كلّىاند بدين اتقان
چو حال اين است مر نفس را به علم و عمل * نجات چون بود از عالم هوا و هوان
سؤال كردم از اين هر يكى و مقصودم * به مبدئى است كه هست كردگار [ هر دو ] جهان
ز بهر فايده كردم من اين معانى جمع * جواب دادم اين را به دفتر و ديوان
هامش
( 1 ) . اصل : چرا از آن .