شرايط دو نقيض از چه معنى آيد هشت ؟ * چو اعتبار كنى شرطها يكان به يكان
نقيض مطلق عامى چرا بود دائم * چه راستى و دروغ آيد اندر اين و در آن ؟
چه چيز منطق و موضوع وى به حدّ و به رسم * به علم نسبت او يا به آلت و ميزان ؟
مقدّمات معدّ نتيجه يا عللاند * به گاه تأليف اندر خواطر و اذهان
اگر معدّ و معيناند نفس را نه علل * چه چيز علّت جز اين معدّ و اين اعوان ؟
و گر به خود عللاند و نتيجه معلول است * چه حاجت است بدين اقتران و مقترنان ؟
و گر به صورت اين اقتران شوند و علل * چه چيز آنكه كند نفس را معدّ و معان ؟
نخست منطق بود است يا علوم نظر ؟ * كاين چو ميزان و آن چو مال و سود و زيان
اگر نخست ترازو نهى كه بود به كار * چو مال و مايه نبود اين سخن بود هذيان
و اگر نخست علوم نظر نهى و از او * گرفته منطق ، گفتند اين چنين ، نه چنان
پس ار چنين شمرى آن علوم را به چه چيز * درست گردد بىآلت و بيان و ضمان
القسم الثانى فى الطبيعيات
تو اى طبيعى پاسخ دهم سؤالى چند * اگرت مايهء علم است و هم طلاق لسان « 1 »
اگر طبيعت را حدّ و مبدأ و حركت * نهى و هست همين حدّ فيض سمع كيان
چو هست معنى اين حدّ قوّت فاعل * سكون چه بايد در حدّ گوهرچينان ؟
هامش
( 1 ) . اصل : از طلاق و لسان .