سنّت عادله كه ميزان اللّه فى « 1 » العالم است . نمىبينى كه جرم كرهء ارض در وسط عالم اجسام به تدبير عنايت الهى از آن جهت معلّق ايستاده است كه جهت حقيقى دو است : [ 1 . ] جهت فوق كه متحدّد « 2 » به محيط فلك اقصى [ 2 . ] و جهت تحت كه محدود به نقطهء مركز عالم است . و هر ثقيلى بالطبع بر سمت خطّى مستقيم به مركز عالم مايل . پس لا محاله مركز ثقل حقيقى و مركز حجم حسّى كرهء « 3 » زمين بر مركز حجم حقيقى كرهء « 4 » عالم لازم الانطباق ، « 5 » و اثقال اجزاى جرم ارض از جميع اطراف و جوانب مركز متساوى و « 6 » متقاوم و متعادل و متدافع ؛ و اين تعادل و تساوى و تدافع و تقاوم اجزا « 7 » - من جميع الجوانب و الجهات - موجب سكون و منشأ قرار كلّ كرهء زمين در حاقّ وسط آمده است ، من غير ميلان إلى جهة من الجهات و لا « 8 » خلجان فى جانب من الجوانب . « 9 » از اين جهت است كه اگر ثقيلى - مانند سنگى يا كلوخى يا مقدار يك كف خاك - بر سطح زمين از جانب مشرق به جانب مغرب مثلا انتقال يابد ، كلّ كرهء ارض را تزلزل و حركت واجب خواهد آمد « 10 » تا اثقال « 11 » جوانب متعادل « 12 » و مركز ثقل كره « 13 » بر مركز عالم منطبق آيد ، مگر آنكه در زمان انتقال آن ثقيل ، ثقيلى ديگر « 14 » كه معادل و مقاوم آن بوده باشد ، بر خلاف آن جهت از مغرب به مشرق منتقل گردد . و از اينجا سرّ آنچه قرآن حكيم مىگويد
/ 222 / بر متبصّر « 15 » متيقّظ ، جلوهء انكشاف مىنمايد . و جبلّت جوهر حقيقت انسانى را كه به حسب « 16 » بدن مادّى و نفس مجرّد ،