ميقات بيست و چهارم نسبت دايرهء حرفيهء سين با حقيقت و جوهر انسان
دايرهء حكميهء روحانيهء حرفيهء « سين » را حرف حقيقت انسان و دايرهء مرتبهء جوهر ذات آدمى گرفتهاند ، از چند وجه : اوّل : آنكه « س » نتيجهء جمع « ك » و « م » است ، يكى حرف عالم ملك ، و ديگرى حرف عالم « 1 » ملكوت « 2 » ؛ و حقيقت انسان نيز از اجتماع دو جوهر مؤتلف است : بدن متحرّك هيولانى و نفس ناطقهء ملكوتى ؛ يكى خلاصهء مكوّنات عالم ملك و ديگرى سلالهء مبدعات « 3 » عالم ملكوت . ثانى : آنكه « س » مجموع « ى » و « ن » است . « ن » حرف عوالم امكان بجملتها ، و « ى » مراتب عشر بدويه و « 4 » عوديه « 5 » كه قطر دايرهء نظام جملى است ؛ و جوهر حقيقت آدمى نيز مرتبهء جامعه ، و « 6 » فذلكهء حاويه « 7 » ، و انموذج « 8 » شعب و فنون ، و فهرست « 9 » فصول و ابواب جميع مراتب « 10 » و مدارج صحيفهء وجوديهء عالم كلّ ؛ و نفس عاقلهء انسان عارف متألّه در مرتبهء عقل مستفاد ، « 11 » نسخهء مطابق « 12 » حقايق و اعيان ، و صور و اشكال ، و خواصّ و لوازم كتاب مبين نظام وجود بجملتها و تفاصيلها . ثالث : آنكه « س » كنايت « 13 » است از استواى اعتدال مزاج كمال و تسويهء استقامت « 14 » حاقّ وسط « 15 » قياس به انحرافات « 16 » و اعوجاجات اختلافات اطراف و سويّت قوام مرتبهء عدل « 17 » كه مدار قيام « 18 » سماوات و ارضين و مناط انتظام نظام عالم خلق و تكوين و سواسيت نسبت متشابهه كه خليفهء سلطان وحدت و سوائيت