شرط محمول « 1 » . و « ا » - كه قلب و اوّل باطن و طبقهء اولى دقيقه است - خطّ ابداع و افاضه و ايجاب و ايجاد كه معبّر عنه نفس رحمانى و قول
آمده است و از « 2 » مراتب متقدّمه بر ذات معلول ، و بالذات عين وجوب و بالاعتبار مغاير « 3 » اوست ؛ و بعد از فيضان معلول ، « 4 » از مرتبهء متقدّمهء جاعليت حقيقى تنزّل مىكند به مرتبهء جاعليت اضافى مضايف مجعوليت . پس اين مرتبه به منزلهء نقطهاى باشد متحرّكه در نزول و هبوط كه از حركت آن خطّى حاصل شود كه آن را خطّ افاضه و جعل و ايجاب و ايجاد و ابداع و اختراع و احداث و تكوين گويند . نقطهء مبدأ جاعليت حقيقى و نقطهء منتها « 5 » جاعليت اضافى ؛ و امر ايجابى « 6 » تدوينى و تشريعى « 7 » تكليفى « 8 » نيز از مراتب تطوّرات اين خطّ و شعب تنزّلات اوست . و فريقى « 9 » از آباى معنى و ابناى حقيقت ، حرف « واو » را دايرهء مطلق وجوب گرفتهاند ؛ « 10 » « و » اوّل قوس وجوب ذاتى « 11 » ، و « و » اخير قوس وجوب بالغير ، و « ا » واسطهء خطّ افاضه و ايجاد « 12 » كه طرف ثابتش « 13 » ناشى از كنه مرتبهء ذات وجوب بالذات و طرف متحرّكش - وجوب بالغير - از آن منبعث است يا « 14 » آنكه طرفش نقطهء فيض منبعث « 15 » از ذات حقّ وجوب بالذات - كه به حركت نزولى خطّ ابداع و صنع « 16 » رسم كند - و اوّل تنزّلش مصدريت قلم اعلى - كه عقل اوّل است - بوده باشد . و « 17 » رهطى ديگر ، دايرهء واويه « 18 » را حرف داير « 19 » دوام فيّاضيت و احاطهء قيّوميت و « 20 » وجوب بالذات اعتبار مىكنند « 21 » كه محيط دايرهء نظام وجود و « 22 » در فيّاضيت و