استكمال نصاب تألّه « 1 » و تقدّس و « 2 » مهاجرت اقليم حسّ و رفض عالم « 3 » هيولا - كه همانا « 4 » در حقيقت قريهء ظالمهء « 5 » تنزيل كريم
/ 215 / است - از استحقاق نفسيت منسلخ گشته ، مستحقّ اسم عقل و منخرط در سلك ملكوت اعلى مىشود . پس عالم عقل همچنانچه در سلسلهء به دو « 6 » ، مرتبهء « 7 » اولى « 8 » بوده ، در سلسلهء عود ، مرتبهء اخيره مىآيد . و چنانچه « ميم » « 9 » حرف داير « 10 » است « 11 » ، موضوع له « ميم » - كه ملكوت اعلى باشد - نيز داير ، و از اوّل دايرهء نظام « 12 » كلّ وجود به آخر دور ساير مىگردد ؛ و آن نفس مقدّس كه در حاقّ الكمال عرض المراتب الكمالية و طبقهء اخيرة المراتب سلسلهء عوديه باشد ، چون به منزلهء عقل اوّل - كه « 13 » اوّل طبقات ملكوت اعلى است - مىشود ؛ پس رتبهء « 14 » كمال عقل اوّل « 15 » - كه « 16 » حقيقت محمّديه « 17 » تعبير « 18 » از آن است - در اوّلين طبقهء اولى المراتب و آخرين طبقهء اخيرة المراتب ، ظهور مىيابد ؛ و اوّل و آخر تجلّيات نور الانوار ، در جوهر ذات قدسيهء او جلوهء انحصار « 19 » مىنمايد . و « 20 » « ميم » - كه حرف ملكوت اعلى و عقل اوّل است - حرف جوهر نفس ناطقهء انسانى « 21 » و حقيقت محمّديه نيز « 22 » مىآيد . و اين سرّى است « 23 » ربّانى و تعليمى است الهى كه صوفيه از سرمايهء تحصيل و تحقيق آن ، مفلس و كوتاه دست بودهاند ؛