ميقات شانزدهم علاقهء ميانهء لام و الف
ميانهء « لام » و « الف » « 1 » علاقهء ارتباطى « 2 » است متكرّر از جانبين . چه همچنانچه « ا » اوّل مرتبهء دقيقهء « ل » « 3 » - كه مرتبهء باطن است - آمده ، « ل » « 4 » نيز در صدر مرتبهء باطن « ا » « 5 » - كه مرتبهء دقيقه است - نشسته ؛ و اين تكرّر « 6 » ارتباط از طرفين ، خاصّهء « لام » « 7 » است . و نيز صورت رقمى « 8 » « ل » قائم است به قائمهء مستقيمه كه آن خطّ استقامى « الف » است ، و قاعدهء مستديره كه قوس استدارى « نون » است . و « 9 » در تضاعيف اقاويل سابقه معلوم آمد كه « الف » عبارت از خطّى است مرتسم از تكرّر « 10 » ظهور نقطهء سيّالهء مستمرّة الذات غير مستقرّة النسبة ، در حدود مختلفهء مسافت كه آن نقطه به منزلهء وحدت عددى و آن خطّ اوّل تعيّنات اوست و ساير حروف از اختلاف « 11 » تطوّرات او « 12 » حاصل . و اصل خطّ به حسب نظر اوّل ، دو قسم است : [ 1 . ] مستقيم [ 2 . ] و مستدير و باقى اقسام خطوط منحنيه از يكى از اين دو مأخوذ است يا از هر دو به طريق تحليل يا تركيب ؛ و عند التحقيق « 13 » اصل خطوط مستقيم است و مستدير از او مأخوذ . اگر چه استقامت و استدارت « 14 » از فصول منوّعهاند كه تبدّل « 15 » آنها مبدّل جوهر حقيقت است ، نه از خواصّ و عوارض مصنّفه . پس « لام » :