كه بعينه فضل « ك » است بر « ى » . و چون « ك » از ضرب « ه » - كه حرف اضافهء فعّالى و احاطهء قيّومى است - در « د » - كه حرف عالم طبايع و صور جوهريهء بسيطه « 1 » است - حاصل است ، حكماى الهيّين و عقلاى متألّهين « ك » را : [ 1 . ] تارة : از براى خصوص افاضهء خلقى و امر تكوينى الهى و ايجاد صنعى فيّاضى ، وضع « 2 » كردهاند . [ 2 . ] و تارة اخرى : از براى متعلّق آن كه « 3 » مكوّنات عالم خلق و كاينات اقليم صنع و مركّبات سلسلهء عود بوده باشد به مقتضاى كاف و « 4 » نون
بر حسب اقتضاى عنايت سابغهء « 5 » فيّاضى و مشيّت بالغهء قيّومى حكيم عليم - جلّ عزّه - « 6 » چنانچه در تنزيل كريم فرموده :
/ 204 / به « 7 » تدبير علم و حكمت ، و لا يد مواليد ثلاثه و حوادث كونيّه را تصوير و تقدير كرده ، پرورش مىفرمايد و « 8 » بعد از كمال نصاب استوا و « 9 » استحكام رابطهء تأثير و تأثّر ، تكوّن و تولّد « 10 » كاينات بتدريج صورت مىبندد . و حرف « لام » « 11 » در نسبت با « ياء » « 12 » ، چون « جيم » است نسبت « 13 » با « الف » ؛ همچنانچه « 14 » « ج » از سه تجلّى « ا » حصول « 15 » مىيابد ، « ل » نيز از سه جلوهء « ى » تحصّل « 16 » مىپذيرد . و عددش - كه سى است - ضعف وفق طبيعى اوّل ، و اوّل الاوفاق بالسير « 17 »