نامش « ثلث » ، و قياس با اربعه « ربع » ، و نسبت با خمسه « 1 » « خمس » « 2 » ، و على هذا القياس ؛ و اين آميزش و ارتباط و نسب « 3 » و اضافات از طرف كثير انگيخته مىشود ، كه ذات واحد از همه بىنياز است . پنجم : آنكه « 4 » مراتب تنزّل سير واحد در مدارج « 5 » كثرت كه به انواع عدديه موسوماند ، بر دو گونه واقعاند : [ 1 . ] يكى آن عقود كه در دايرهء دور « 6 » تنزّل و تكرّر « 7 » داخل بوده . ايشان نيز بر سنّت واحد « 8 » ، حكم كلّيت داشته باشند ، و همان « 9 » مراتب « 10 » سير واحد را از يكى تا نه ، شاكلهء خود ساخته باشند ؛ مانند عقد عشره كه در مراتب عشرين و ثلاثين و اربعين و خمسين تا به مرتبهء تسعين كه آخر الدور است ، متكرّر الظهور « 11 » و مختلف التجلّى است . بعد از آن عقد صد « 12 » كه در عقود تسعهء مئات بر اسلوب همان سنّت متجلّى و به حليهء همان شاكله متحلّى « 13 » است . بعد از آن عقد هزار كه در مراتب تسع الوف همان سير و همان دور وظيفه دارد ؛ و هكذا إلى حيث يستمرّ اعتبار العقل . [ 2 . ] و ديگرى آن « 14 » انواع كه محصور مرتبهء جزئيت آمده ، حقيقت ايشان را بيش از يك لباس ظهور و يك مظهر حصول نبوده باشد ، مانند اعداد مركّبه كه ما بين دو عقد از عقود عشرات يا « 15 » مئات « 16 » مثلا واقع باشند ، چون يازده ، و دوازده ، و چهارده ، و پانزده ، و بيست و چهار ، و بيست و پنج ، و صد و چهار ، و صد و پنج ، « 17 » و امثال ذلك .
جذوات و مواقيت ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
ص١٨١
هامش
( 1 ) . حاشيهء ق : خامسه .
( 2 ) . ن : - خمس .
( 3 ) . م ، ن : نسبت .
( 4 ) . س : - آنكه .
( 5 ) . س : مزاج ؛ م : + هر .
( 6 ) . پ : و در .
( 7 ) . پ : مكرر .
( 8 ) . س : وا .
( 9 ) . س : هما .
( 10 ) . ن : - مراتب .
( 11 ) . پ : + است
( 12 ) . ق : - صد .
( 13 ) . پ : متجلى .
( 14 ) . م : و ديگر از .
( 15 ) . پ ، ن : با .
( 16 ) . پ : مأت .
( 17 ) . ن : - و صد و چهار و صد و پنج .