ادويه و / 107 / نفس « 1 » ناطقه در حكم جوهر مجرّد واحد آمده ، به « 2 » يك بار « 3 » از عالم غرور اقليم بطلان به جانب حرم قدس و جناب حقّ ، متوجّه شوند « 4 » . در سدرة المنتهى - يسّرنا اللّه « 5 » لإتمامه - در تفسير
/ 108 / چند وجه از براى نون « متكلّم مع الغير » ذكر كردهايم ، يكى از آنها اين دقيقه است . و از « 6 » اينجا سرّ قول « 7 » سيّد المرسلين - صلّى اللّه و سلّم « 8 » عليه و آله الطاهرين - « 9 » كه در باب نماز جماعت فرموده است « 10 » : « المؤمن وحده جماعة » / 109 / ظاهر مىشود . و ببايد دانست كه همچنانكه نفس مجرّد ، به حسب شروق نور قدس و انعكاس اشعّهء انوار عالم عقل بر « 11 » جوهر ذاتش ، مبدأ اهتزاز « 12 » اعصاب و عضلات ، و استنشاط « 13 » ارواح و مشاعر ، و انجذاب كلّ بدن و عامّهء اجزاى جسد به جانب جناب متعالى قدّوسى مىشود ؛ همچنين حركات طاعات جسدى و مناسك عبادات بدنى ، منشأ شدّت صقالت نفس و معدّ « 14 » استحقاق شروقى مستأنف و اشراقى « 15 » مجدّد « 16 » مىباشد ؛ و آن « 17 » شروق و اشراق « 18 » باز موجب نشاط طاعتى ؛ « 19 » و آن طاعت باز وسيلهء « 20 » استعداد اشراقى ؛ و على هذا السبيل . و « 21 » بالجمله : طاعات و عبادات كه در شرايع و اديان مقرّر « 22 » شده است ، همه به جهت ازدياد صقالت و اشتداد « 23 » استعداد نفس از براى علوم حقيقيه و معارف ربوبيه و شوارق قدسيه و بوارق الهيه و منازل راه « 24 » سير الى اللّه و زاد و راحلهء سفر