و نسبتهاى انوار قاهره با همديگر و به انوار مدبّره [ و ] حقايق عوالم اربعه كه عالم انوار مجرّده و عالم انوار مدبّره و عالم برازخ و عالم مثال است ، شرحى به زبان فارسى خالى از تعاب و عارى از تكلّف عبارت ، تا خلاصه بنويسد اكثر مسائل حكمت اشراق [ را ] كه مصنف ، قدّس سرّه ، بعد از استحكام حكمت نظرى و عملى به مكاشفه و مشاهده دريافته است ، به اكثر طالبان شاهراه حقيقت ظاهر گردد . و اين ضعيف به شكرانهء اين موهبت عظمى قيام و اقدام نموده باشد . و اگر به امداد و معاونت از روح پر فتوح مصنّف ، قدس سره ، [ ذ ] بودى حل معانى دقيقه و اسرار غريبه و رموز عجيبهء اين كتاب ازين فقير بىبضاعت صورت نبستى ؛ و بعون اللّه و حسن توفيقه بعد از حصول بعضى از شرايط مطالعهء اين كتاب و ادراك معانى كه مذكور شده است در وى ، چنانچه مصنّف بيان فرموده است ، شروع در كشف غطاء از چهره و جمال آن [ معانى ] ابتدا نموده و از ارواح جميع سالكان طريق قويم ، استمداد طلبيده در زمان قليل [ به ] آخر رسانيد ، الحمد للّه على ذلك . و اين مختصر را « انواريّه » نام نهاده شد . و بر ارباب بصيرت و اصحاب طريقت مخفى نماند كه اگر چه اين مختصر مقصور است بر بيان مسائل « قسم ثانى » كتاب ، و ليكن چون مقصود اصلى از تصنيف كتاب بيان مسائل « قسم ثانى » است و آنچه در « قسم اول » است به منزلهء مقدّمات اين مسائل است ، پس اين مختصر مقصور است بر بيان مسائل « قسم ثانى » [ و ] در حقيقت شامل جميع مسائل كتاب است . و چون اين كتاب با صغر حجم ، كثير العلم ، عظيم الشّأن ، واضح البرهان است ، چنانچه در تعريف و توصيف آن افضل الفضلاء المتألّهين و اعلم العلماء المتأخّرين قطب الدّين محمود ، المشهور به علّامهء شيرازى در شرح اين كتاب فرموده است : [ [ و لا يعرف على وجه الارض فى ما بلغنا كتاباً فى النّمط الالهى و النّهج السّلوكى أشرف منه و أعظم و لا انفس و اتم من شأنه ان يكتب سطوره بالنّور على « 1 » خدود الحور ظاهراً و ينقش معانيه بقلم العقل على لوح النّفس باطناً و هو حكمة الشّيخ و اعتقاده و عليه اعتضاده و اعتماده . ] ] « 2 » بنا بر اين بعضى از شرايط تعلّم اين كتاب را ذكر كرده مىشود كه بدون حصول آن شرايط ، شروع نمودن در مطالعهء اين كتاب و مباحثهء اين مسائل موجب ضلالت و گمراهى است : شرط اول آنكه متعلّم از عناد و تعصّب هدايت و ملل كه سد راه معرفت است ، دور باشد و به انصاف و طلب حقّ مايل بود و غرض او از تحصيل مسائل اين كتاب ادراك اسرار الهى و معرفت ذات و صفات بارى بوده باشد ، نه مال و جاه و تأخّر « 3 » و تفوّق . شرط دويّم آنكه حكمت طبيعى و الهى به طريقهء مشائين و علم رياضى و علم به منطق و علم مكاشفه كه آن را علم تصوّف مىگويند و علم معامله كه عبارت از علم تهذيب اخلاق و علم سلوك مشايخ
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢
هامش
( 1 ) حدود الجور ظاهراً او يتنفس ( ن ) .
( 2 ) شرح حكمة الاشراق ، قطب الدين محمد شيرازى ، تهران 1313 ، چاپ سنگى ، ص 3 ، س 8 الى 11 ( من بعد ، شيرازى ) .
( 3 ) متأخر ( ن ) .