تا نه فروغ از رخش اندوختند * مشعلهء مهر نيفروختند
تا نه نظر بر قدش انداختند * قائمهء [ 22 ] عرش نيفراختند
خندهء او جان به جهان در دميد * منصب احيا به مسيحا رسيد
برق وى از وادى [ 23 ] موسى بجست * لمعهء نور [ 24 ] آمد از آتش به دست
قامت طوبى ز قدش سايهاى است * سِدره [ 25 ] ز كاخ شرفش پايهاى است
رشحهء جام كرمش سلسبيل [ 26 ] * مرغ هواى حرمش جبرئيل
نور مبين ناصيهء پاك او * حبل متين حلقهء فتراك او
تا زندش در خم فتراك دست * عرش برين بر سر كرسى نشست
او چو خور و صبح وى است آفتاب * صبح ز خورشيد بود نورياب
گرنه فروغى ز رخش تافتى * صبح وى اين نور كجا يافتى ؟
هست در اين دايره رسم درست * تابش مهر از پس مهر ، از نخست
نور فشان اوست ، چه پيش و چه پس * منبع انوار همين است و بس
جامى ، از آلايش خود دور باش * ذرّه صفت غرقه در اين نور باش « 1 »
پى نوشتها
[ 1 ] - ربقه : بند و حلقه و رشته
[ 2 ] - سخن من براى وصف كمال او [ پيامبر اكرم ( ص ) ] رسا و وافى نيست ، خداى من درود بفرست بر پيامبر و فرزندانش ( ص ) .
[ 3 ] - اشاره است به آيهء شريفه :
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
: سوگند به جان تو كه آنان در مستى خود سرگرداناند ( آيهء 72 از سورهء حجر ) .
[ 4 ] - اشاره است به آيهء شريفه :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
: نلغزيد ديده و سركشى نكرد از مشاهدهء جمال و جلال حق .
هامش
( 1 ) هفت اورنگ ، اورنگ سوم ، تحفة الاحرار .