هلالى جغتائى ( مقتول به سال 936 ه )
نور الدين هلالى استرآبادى معروف به هلالى جغتايى پس از كسب معلومات مقدماتى در زادگاه خود استر آباد به خراسان رفت و به دربار سلطان حسين بايقرا راه يافت و مورد نوازش امير عليشير نوايى قرار گرفت . در زمان حملهء عبيد اللّه خان ازبك كه در اوايل عهد صفويّه رخ داد در سال 936 هجرى به گناه داشتن مذهب تشيّع به قتل رسيد . هلالى را غزلهايى است پر شور و لطيف و قصايد و مثنويهايى به نام شاه و درويش و صفات العاشقين . ديوانش چاپ شده است .
18 در نعت حضرت سيّد كاينات و مفخر موجودات عليه افضل الصلوات
محمد كيست ؟ جان را قُرّة العين [ 1 ] * كمان ابروى بزم قاب قوسين [ 2 ]
دو چشم روشن ارباب بينش * گل بستانسراى آفرينش
دلش از معرفت بر اوج افلاك * زبانش در مقام « ما عرفناك » [ 3 ]
از آن مىداشت « آدم » دانه را دوست * كه از جان خوشهچين خرمن اوست
به كشتى نوح اگر شد صاحب عهد * ولى نسبت به او طفلى است در مهد
اگر يعقوب ازو بويى شنيدى * چو گل پيراهن يوسف دريدى
به جان شد يوسف مصرى غلامش * عزيز مصر از آن گرديد نامش
صد ابراهيم را در آذر انداخت * صد اسمعيل را قربان خود ساخت
عصاى موسوى را قدر بشكست * دم عيسى مريم را فرو بست
چو خاتم در عبادت پشت او خم * به دو مهر نبوّت مهر خاتم [ 4 ]
چنان با نفس سركش بود در جنگ * كه پيش او حصارى ساخت از سنگ