هندوى [ 31 ] تو چون بلال [ 32 ] كيوان [ 33 ] * سلمانت غلام فارسى خوان
عمرى بزديم دست و پايى * در بحر هواى آشنايى
چون بر درت آمديم امروز * داريم اميد مرحبايى
اى گل ! چه شود گر از تو يابد * اين بلبل بينوا نوايى
از سفرهء رحمت تو گردد * خرّم به نوالهيى گدايى
از كوى نجات ، نااميدى * وز راه فتاده ، مبتلايى
بيمار هوا رسيدگانيم [ 34 ] * بخش از شفتين [ 35 ] به ما شفائى
درمانده شديم و هيچ جا نيست * غير از تو رجا و ملتجائى [ 36 ]
آورده و اين نثار دارم * درخواست ز حضرتت دعائى
ما بر سفريم بهر زارى * خواهيم ز درگهت عطائى
هر چند كه ما گناهكاريم * اميد شفاعت تو داريم « 1 »
پى نوشتها
[ 1 ] - منظور سيمرغ است . پرندهء دراز گردن كه آن را عنقاى مغرب نيز مىگويند و نزد بعضى وجود فرضى دارد .
[ 2 ] - نعيم : نعمت و آسايش . نعيم نامى از نامهاى بهشت است ( - جنه النّعيم ) .
[ 3 ] - ارِنى : اشاره دارد به رفتن حضرت موسى ( ع ) به كوه طور و تمنّاى ديدار ذات حق : در آيهء مباركه 143 سورهء اعراف چنين آمده است :
« وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي . . . »
.
[ 4 ] - ظاهرا اشاره است به آيهء 83 سورهء شعراء :
« رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
در
هامش
( 1 ) ديوان سلمان ساوجى ، به اهتمام منصور مشفق ، چاپ صفيعليشاه ، تهران .