تركيب بند در منقبت حضرت رسالت پناه ( ص )
اى ذروهء [ 11 ] لامكان مكانت * معراج ملائك آستانت
سلطانى و عرش تكيه گاهت * خورشيدى و ابر سايبانت
طاقى است فلك ز بارگاهت * مرغى است ملك ز آشيانت
كوثر عرقى است از جبينت * طوبى ورقى ز بوستانت
هر چند كه پروريد تقدير * در دامن آخر الزّمانت
فرزند نخست فطرتى تو [ 12 ] * طفلى است ، طفيل آسمانت
آن قرطهء [ 13 ] مه كه چهارده شب * خور دوخت ، شكافت يك بنانت [ 14 ]
تو خانهء شرع را چراغى * عالم همه روشن از زبانت
تو گنج دو عالمى ، از آن روى * كردند به خاك در نهانت
از توست صلات [ 15 ] در حق ما * وز ما صلوات بر روانت
يا قوم على النبىّ صَلّوا * توبوا و تضرّعوا و ذلّوا [ 16 ]
تو بحرى و هر دو كَون خاشاك * خاشاك درون بحر حاشاك
زد معجزهات شب ولادت * بر طاق سراى كسروى چاك
رفت آتش كفر پارس بر باد * شد آب سياه ساوه ، در خاك [ 17 ]
در ديدهء همّتت نيامد * درياى جهان به نيم خاشاك
تو بحر حقيقتى از آن روى * دارى لب خشك و چشم نمناك
با سير بُراق تو چو صخره * سنگين شده پاى برق چالاك
از طبع تو زاده است دريا * وز نسبت توست گوهر پاك
اين دلق هزار ميخ نه تو [ 18 ] * پوشيده به خانقاهت افلاك
مردود تو شد نبيرهء رَز [ 19 ] * ز آن است سرشك ديدهء تاك