قطب شش و هفت و سيصد اخيار [ 20 ] * گردونِ دو شش مه ده و چار [ 21 ]
اى مثل تو ديدهها نديده * ناديده كسى و ناشنيده
تا حشر يكى كه مثل او نيست [ 22 ] * مثل تو يكى نيافريده
در عين سپيدى و سياهى * ذات تو خرد چو نور ديده
قهر تو حجاب عنكبوتى * بر ديدهء دشمنان تنيده [ 23 ]
گيتى كه نيافت سايهات را * در سايهء توست پروريده [ 24 ]
روزى كه شرار شركِ اشراك [ 25 ] * هر دم ز سر سنان جهيده
و آنجا كه ز كيش ما رَمَيتَت [ 26 ] * مرغان جهاد پر بريده
هر دم مدد سپاه نصرت * از ينصرك اللّهت رسيده [ 27 ]
با آنكه كنيز كانت حورند * از بندگى تو در قصورند
اى خوانده حبيب خود خدايت * ملك مَلكَ و فلك برايت
اول علمى كز آفرينش * افراشت ، نبود جز لوايت [ 28 ]
اى هفت فلك به رسم درخواه * حلقه شده بر در سرايت
تو ديدهء فطرنى از آن شد * در پردهء عنكبوت جايت
تو نافهء مشكى آفريده * بى آهو [ 29 ] و بى خطا خدايت
آراسنه سدره از وجودت * برخاسته صخره در هوايت
شد قرص جوت خورش اگر چه * قرص مه و خورشيد خورايت
ما را چه مجال نطق باشد * جايى كه خدا كند ثنايت ؟
يك خوشه فلك به توشه دادش * و آن نيز ز خرمن عطايت
سكّان سرادقات [ 30 ] عزّت * محتاج شفاعت و دعايت
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: احمد احمدى بيرجندى
ص٧٨