هامش
[ 5 ] - صفرا : يكى از اخلاط اربعه است كه آن را به فارسى تلخه مىگويند ، مجازا : خشم ، غضب و سودا .
[ 6 ] - در اين جا به معنى تاريكى و سياهى است .
[ 7 ] - سُوَيدا : نقطهء سياه كه بر دل است ( غياث اللغات ) منظور ميانهء دل ، دانهء دل .
[ 8 ] - شب يلدا : شب اول زمستان : درازترين شبهاست .
[ 9 ] - شبر و اسرى : اشاره دارد به معراج حضرت پيامبر ( ص ) .
[ 10 ] - اشاره است به آيهء 10 از سورهء النجم :فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى: « پس به بندهاش وحى كرد آنچه را كه خواست وحى كند . »
[ 11 ] - صاحب جلالت و بزرگوارى از آيهء شريفهء 78 سورهء الرحمن :تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ.
[ 12 ] - ابدى ، هميشگى .
[ 13 ] - اشاره است به نابودى دو بت دوران جاهليّت به نامهاى : لات و عُزّى .
[ 14 ] - اشاره است به شكست برداشتن ايوان كسرى در شب ولادت حضرت رسول ( ص ) .
[ 15 ] - اشاره است به حديث : كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين : « من پيامبر بودم در حالتى كه حضرت آدم ابو البشر هنوز در بين آب و گل بود . »
[ 16 ] - اشاره دارد به آيهء 51 سورهء القلم كه براى چشم زخم معمولا مىخوانند و حكايت از تلاش بيهودهء كافران در حق پيامبر اكرم ( ص ) مىكند ؛ آيه چنين است :وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ: « نزديك است كافران ترا به چشمانشان بزنند چون آيات قرآن كريم را شنيدند . آنان مىگويند :
او ديوانه است در حالى كه قرآن ياد و پندى است براى جهانيان . »
[ 17 ] - اشاره است به معراج پيامبر ( ص ) .