تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
من نخواهم كرد تركِ لعلِ يار و جامِ مى * زاهدان معذور داريدم ، كه اينم مذهب است
[ حافظ ، غزل 3 / 6 ص 76 ]
اى نازنين صنم ، تو چه مذهب گرفته‌يى ؟ * كت خونِ ما حلال‌تر از شيرِ مادر است
[ حافظ ، غزل 40 / 2 ص 96 ]
در مذهبِ ما ، باده حلال است و ليكن * بىروىِ تو ، اى سروِ گل اندام ، حرام است
[ حافظ ، غزل 47 / 3 ص 110 ]
وراىِ طاعتِ ديوانگان ، ز ما مَطَلْب * كه شيخِ مذهبِ ما ، عاقلى گنه دانست
[ حافظ ، غزل 48 / 4 ص 112 ]
ستم از غمزه مياموز كه در مذهبِ عشق * هر عمل اجرى و هر كرده جزايى دارد
[ حافظ ، غزل 119 / 7 ص 254 ]
بجز ابروىِ تو ، محرابِ دلِ حافظ نيست * طاعتِ غيرِ تو ، در مذهب ما نتوان كرد
[ حافظ ، غزل 136 / 10 ص 282 ]
گفتم شراب و خرقه نه آيين و مذهب است * گفت : اين عمل به مَذْهبِ پير مغان كنند
[ حافظ ، غزل 193 / 6 ص 402 ]
ما جفا از تو نبينيم و تو خود نپسندى * آنچه در مذهبِ اصحاب طريقت نبُوَد
[ حافظ ، غزل 213 / 2 ص 442 ]
چه دوزخى چه بهشتى چه آدمى چه مَلَك * به مذهبِ همه ، كفرِ طريقت است ، امساك
[ حافظ ، غزل 293 / 4 ص 602 ]
سالها پيروىِ مذهبِ رندان كردم * تا به فتوىِّ خِرَد ، حرص به زندان كردم
[ حافظ ، غزل 312 / 1 ص 640 ]
شرابِ لعل كش و روىِ مه جبينان بين * خلافِ مذهبِ آنان ، جمالِ اينان بين
[ حافظ ، غزل 395 / 1 ص 806 ]
در مذهبِ طريقت ، خامى نشانِ كفر است * آرى طريقِ دولت ، چالاكى است و چستى
[ حافظ ، غزل 426 / 6 ص 868 ]
فكر خود وراىِ خود ، در عالَمِ رندى نيست * كفرست درين مذهب ، خودبينى و خودرايى
[ حافظ ، 484 / 10 ص 984 ]