تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
نگارِ من كه به مكتب نرفت و خطّ ننوشت * به غمزه مسأله آموزِ صد مدرِّس شد
[ حافظ ، غزل 163 / 2 ص 343 ]
اوّل ز تحت و فوقِ وجودم خبر نبود * در مكتبِ غمِ تو ، چنين نكته‌دان شدم
[ حافظ ، غزل 314 / 4 ص 644 ]
در مكتبِ حقايق ، پيشِ اديبِ عشق * هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى
[ حافظ ، غزل 478 / 2 ص 972 ]
درسِ اديب اگر بُوَدْ ، زَمزمهء محبّتى * جمعه به مكتب آوَرَد ، طفلِ گريز پاى را
[ ديوان نظيرى نيشابورى ، غزل شماره 41 ص 26 ديوان ]

عيد

؛ هر چه باز آيد از اندوه و بيمارى و غم و انديشه و مانند آن ، روز فراهم آمدن قوم ، هر روز كه در آن ، انجمن يا تذكار براى فضيلتمند يا حادثهء بزرگى باشد ، گويند از آن رو بدين نام خوانده شده است كه هر سال ، شادى نوينى باز آرد و اصل آن عود است . [ اقرب الموارد ] مطلق روز جشن و روز مباركى كه در آن روز ، مردم ، شادى كنند و به يكديگر ، تبريك گويند .
عيد است و آخرِ گل و ياران در انتظار * ساقى به روى شاه ببين ماه و مى بيار
[ حافظ ، غزل 241 / 1 ص 498 ]

نوروز

؛ « نخستين روز است از فروردين ماه ، از اين جهت روز نو نام كردند زيرا كه پيشانى سال نو است . . . » [ ابو ريحان ، التفهيم ص 253 ] روز اوّل فروردين كه رسيدن آفتاب است به نقطهء اوّل حمل . [ غياث اللّغات ] و ابتداء بهار است و اين را نوروز كوچك و نوروز عامه و نوروز صغير گويند و نيز ششم فروردين ماه روز خرداد كه نوروز بزرگ و نوروز خاصّه گويند . [ رشيدى ، جهانگيرى ] نوروز ، غرّهء فروردين ماه بود و رسيدن نيّر أعظم است به برج بره و ابتداى فصل بهار . در تسميهء اين روز به نوروز ، آنست كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، عالم و آدم را درين روز آفريد و امر كرد ، كواكب را به سير كردن از اوّل برج بره . . . و جمشيد ، درين روز