تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
گر بُوَد ، در حلقه‌يى صد غمزده * حلقه را باشد نگين ماتم زده
[ عطّار ]
بنشين كه هزار فتنه برخاست * از حلقهء عارفانِ مدهوش
[ سعدى ]
ياد باد آن صحبتِ شب‌ها كه با نوشين لبان * بحث سرِّ عشق و ذِكْرِ حلقهء عشّاق بود
[ حافظ ، غزل 202 / 3 ص 420 ]
دوش در حلقهء ما ، قصّهء گيسوىِ تو بود * تا دلِ شب ، سخن از سلسلهء موىِ تو بود
[ حافظ ، غزل 204 / 1 ص 424 ]
هر آن كسى كه در اين حلقه نيست زنده به عشق * بر او نمرده به فتوىِّ من نماز كنيد
[ حافظ ، غزل 239 / 7 ص 494 ]
با منِ راه نشين خيز و سوىِ ميكده آى * تا در آن حلقه ببينى كه چه صاحبْ جاهم
[ حافظ ، غزل 353 / 7 ص 722 ]

نوآموز

؛ مبتدى ، تازه كار ، نوآموخته ، نافرهخته كه در آغاز آموختن است و به كمال نرسيده است ، شاگرد ، در تداول ، شاگرد دبستان :
به وِردى كز نوآموزى بر آيد * به آهى كز سرِ سوزى بر آيد
[ نظامى ]
بسپار مرا به عهدش امروز * كاو ، نو قلم است و من ، نوآموز
[ نظامى ]
نوآموز را مدح و تحسين و زه * ز تهديد و توبيخِ استاد ، به نوآموز را ، ريسمان كن دراز * نه بگسل كه ديگر نبينيش باز
[ سعدى ] و مفاد بيت اين كه : اى [ پيامبرى ] كه عقل راهنماى به مقصود همهء آدميان در قدرت بر تدبير و حلّ دشوارىها - بمنزلهء شاگردى مبتدى در برابر تو [ كه عقل كلّ