تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
سهو و خطاىِ بنده گرش هست اعتبار * معنىِّ لطف و رحمتِ پروردگار چيست ؟
[ حافظ ، غزل 66 / 4 و 7 ص 148 ]
كمالِ صورت و معنى ، ز أمن و صحَّتِ تست * كه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
[ حافظ ، غزل 102 / 5 ص 221 ]
صنعت مكن كه هر كه محبّت نه پاك باخت * عشقش به روىِ دل ، درِ معنى فراز كرد
[ حافظ ، غزل 129 / 6 ص 274 ]
بيا و حالِ اهلِ درد بشنو * به لفظِ اندك و معنىِّ بسيار
[ حافظ ، غزل 240 / 8 ص 496 ]
اى پادشاهِ صورت و معنى كه مثل تو * ناديده هيچ ديده و نشنيده هيچ كس
[ حافظ ، غزل 280 / 8 ص 576 ]
زان روز بر دلم درِ معنى گشوده شد * كز ساكنانِ درگهِ پيرِ مغان شدم
[ حافظ ، غزل 314 / 8 ص 644 ]
اگر بر من نبخشايى ، پشيمانى خورى آخر * به خاطر دار اين معنى كه با خدمت كجا گفتيم
[ حافظ ، غزل 363 / 5 ص 742 ]

حلقه

؛ هر چيز مدوّر به شكل دايره ، مردمى كه گرد هم ، دايره‌وار اجتماع كنند . [ اقرب الموارد ] ، جمع ، انجمن ، حوزه ، مجمع ، محفل و مجلسى كه مدوّر نشسته باشند . حلقهء درس ؛ از رسم آموزشى قديم ، ناشى بود كه بنا بر عرف ، شاگردان ، به صورت دايره مىنشستند و به درس استاد كه در صدر نشسته بود بدقّت گوش فرا مىدادند و به مفاد و مدلول آن عمل مىكردند تا شايد از سيلى ايّام در امان بمانند و در تصاريف روزگار ، مصداق دورنمايهء شعر ذيل واقع نگردند :
آنچه نياموختم از اوستاد * سيلىِ ايّام ، به من ياد داد
اجتماع دايره‌وار ، از مفاد ابيات ذيل در مجارى تعبير فصحاى زبان فارسى ، به خوبى آشكار است :
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 335 | سيد محمد دامادى