تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
زين قصّه ، هفت گنبدِ افلاك پر صداست * كوته نظر ببين كه سخن مختصر گرفت
حافظ [ 86 / 7 ]
عاقبت منزلِ ما ، وادىِ خاموشان است * حاليا غلغله در گنبدِ افلاك انداز
[ 258 / 2 ]
ساغرى نوش كن و جرعه بر افلاك نشان * چند و چند از غمِ ايّام جگر خون باشى
[ 449 / 7 ]
فلك به مردمِ نادان دهد زمامِ مراد * تو أهلِ دانش و فضلى همين گناهت بس
[ حافظ 263 / 7 ]
گر موج خيز حادثه سر بر فلكِ زند * عارف به آب تر نكند رخت و پختِ خويش
[ 286 / 5 ]
بيا تا گل بر افشانيم و مى در ساغر اندازيم * فلك را سقف بشكافيم و طرحى نو در اندازيم
[ 367 / 1 ]
گداىِ ميكده‌ام ليك وقتِ مستى بين * كه ناز بر فلك و حكم بر ستاره كنم
[ 342 / 6 ]
مزرعِ سبزِ فلك ديدم و داسِ مهِ نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگامِ درو
[ 399 / 1 ]
تابى سر و پا باشد اوضاعِ فلك زين دست * در سر هوسِ ساقى در دست شراب أولى
[ 457 / 5 ]

حريم

؛ ( عر ) پيرامون خانه « منتهى الارب » گرداگرد چيزى « كشف »
روا مدار خدايا كه در حريمِ وصال * رقيب مَحرم و حرمان نصيبِ من باشد
[ حافظ 156 / 3 ]
چو پرده‌دار به شمشير مىزند همه را * كسى مقيمِ حريمِ حَرَم نخواهد ماند
[ 176 / 3 ]
و گر كمين بگشايد غمى ز گوشهء دل * حريمِ درگهِ پيرِ مغان پناهت بس
[ 263 / 4 ]
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 205 | سيد محمد دامادى