( 5 )
اى آرزوىِ قَدَرْ ، لِقايت * وى قبلهء آسمان ، سرايت
در عالَمِ نُطق ، هيچ ناطق * ناگفته سزاىِ تو ثنايت
هر جاى كه خواجهيى ، غلامت * هر جاى كه خسروى ، گدايت
هم تابشِ اختران ، ز رويت * هم جنبشِ آسمان ، برايت
جاندار وىِ عاشقان ، حديثت * قُفْلِ دلِ گمرَهان ، دعايت
أندوختهء سپهر و أنجم * بر نامده ده يكِ عطايت
بر شَهْپرِ جبرئيل نِهْ ، زين * تا لاف زند ، ز كبريايت
بر ديدهء آسمان ، قَدَمْ نه * تا سُرْمِهْ كَشَدْ ز خاكِ پايت
اى كرده به زيرِ پاى ، كونَيْن * بگذشته ز حدِّ قابَ قَوْسَيْنْ