( 3 )
روحُ اللَّه با تو ، خر سوارى * روحُ القُدُسَتْ ، ركابدارى
از مطبخِ تو ، سپهر ، دودى * وز مَركبِ تو ، زمين غبارى
در شرحِ رموزِ غيبگويت * بر ساخته عقلْ كار و بارى
عفوَتْ ز گناه ، عذرخواهى * جودت ز سؤال شرمسارى
بر بوىِ شفاعتِ تو ماندست * ابليس چنان اميدوارى
آرى چه شود اگر بشويد * لطفِ تو گليمِ خاكسارى
بى خُرْدِگيَسْتْ نااميدى * در عهدِ چو تو بزرگوارى
آنجا كه ز تو نواله پيچند * هفت و شش و پنج و چار هيچند