باد بار آن زمان كانديشه دارد * خوش آن كو صبر كار و پيشه دارد
بكشتى شكيب ار كس نشيند * زيان ز امواج اين دريا نه بيند
نهج البلاغه منظوم از محمد على انصارى قمى ج دهم صفحه 174 - 175
فرازى از دعاى كميل
( حديث 66 )
الهى و ربّى من لى غيرك أسأله كشف ضرّى و النّظر في امرى .
ترجمه : اى خداى من و اى پروردگار من ، كيست براى من جز تو كه سؤال كنم او را تا بگشايد مسكنت مرا و نظر كند در كار من .
( فرازى از دعاى كميل )
اى خداى من اى پروردگار * اى تو اميد دل اميدوار
مر مرا نبود به غير تو كسى * ديدم از تو مهربانيها بسى
چون تو را دارم كنم از كه سؤال * با كه جز تو با كه گويم شرح حال
كيست آن كو تا گشايد مشكلم * كشف سازد عقده و ضر از دلم
كيست تا در كار من آرد در نظر * كيست تا برهاندم از هر خطر
مهربانتر از تو بر من نيست يار * جز تو كس مخبر مرا نبود ز كار
هم تو دانى هم توانى كشف آن * هم مرا بر مسألت دادى زبان
هم تو واقف بر زيان و سود من * از تو درمان از تو آه و دود من
نه كس از كارم گرهها بر گشود * نه كسم راه گشايشها نمود
عقدهاى صعبم افتاده به كار * مشكلاتى رنگ رنگ و ناگوار
نه كسى عالم به وضع عقدهاست * نه بحل و رفع آنها آشناست
اى بسا تدبير من در كار من * سود كردى گرمى بازار من