تشنه چون گردى و سوزى ز عطش در آن حال * گويمت موقع همراهى من محل است ،
آب شيرين و گوارا و زلالى دهمت * تا بنوشى و تصور بنمائى عسل است ،
نيست ترديد در اين گفتهء مولا ، اما ، * عقل مبهوت ز تنظيم كلام و جمل است ،
« پيروى » طبع تو امروز گهر بار بود * بارور اين شجر خشك ز حسن عمل است
دسته گل محمدى صفحه 3 - 142