تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1808

مساهمون:

ص١٨٠٨
ميرزاى رشتى و شيخ راضى نجفى و ميرزاى شيرازى درس خواند تا خود مجتهدى كامل و فقيهى فاضل گرديد « 1 » . و بعد از آن باصفهان باز آمد و بتدريس و ارشاد و هدايت و موعظت پرداخت و طلاب آن شهر دور او را گرفته وجودش را غنيمتى عظيم دانستند و رياستى مهم بهم رسانيده و از جملهء علما و فقهاء معروف آن شهر گرديد ، و براى سركوبى نفس گنبدى تاريك و كوچك در اصفهان - چنان‌كه در ( ص 8 ) رساله نوشته - جهت سكونت خود بنا نموده و هميشه در آن بذكر و فكر و عبادت مشغول بود . و در سنه 1299 به سفر مكه رفت و در سنه 1300 برگشت . و بعد از آن ترك رياست اصفهان را نموده و بزهد و تقوى و سير و سلوك مشغول شده و بنجف اشرف مشرف شد و سبب آن را خود براى برادر كوچكش مرحوم حاج شيخ محمد على - چنان‌كه در ( ص 6 ) رساله نوشته - چنين نقل كرده كه : چندى بود وقتى مىخواستم به نماز بايستم يك ساعت يا دو ساعت قبل از آن همواره در انديشه بودم كه نيت خود را فقط براى خدا خالص گردانم كه اصل در عبادات همانا تحصيل مرتبهء خلوص است ، و اين انديشه تأثيرى تمام در قلب من نمود و از هر كارم بازداشت ، انتهى . و بالاخره وى در نجف برياضات شرعيه پرداخته و وارد عالم سير و سلوك گرديد و شهرتى تمام در آن زمين مقدس بهم رسانيد ، چنان‌كه در « المآثر : 161 » او را عنوان نموده و فرمايد : فقاهتش مسلم است و در نجف از علماء بزرگ بشمار مىآيد ، انتهى . و همانا وى را در نجف بعضى از مكاشفات و كرامات رخ داده كه در ( ص 7 ) يكى دوتا
هامش
( 1 ) مؤلف « نقباء البشر : 539 » در شرح حال نسبة جامعى كه از صاحب عنوان نوشته بنقل از « تكملهء امل الآمل » مرحوم سيد حسن صدر ، گويد كه وى حكمت و كلام را نزد شيخ ميرزا باقر شكى در نجف خوانده ، و بازگشتش را باصفهان در حدود 1296 و هجرت اخيرش را بنجف در 1303 نوشته است . و نيز از مرحوم صدر نقل كرده است كه وى جزواتى به خط صاحب عنوان در مسئله « اصل برائت » ديده ، و هم مقدارى از مطالب مهمه معارف و اصول عقايد را بر بعضى از شاگردانش املاء نموده كه نوشته‌اند ، انتهى . م .