و ساير مراتب و مناصب او را حيازت نمود ، لكن بواسطهء صغر سن ، عمش ميرزا مرتضى نايب او گرديد تا در سنه 1280 كه وى مستقلا امام جمعه و ميرزا مرتضى ملقب بصدر العلماء شد .
و بالاخره او در دولت ناصر الدّين شاه وجاهتى تمام بهم رسانيد ، چندانكه در سنه 1291 پس از وفات زوجه اوليهاش نوابه ضياء السلطنه دختر شاه را تزويج كرد ، و در سنه 1320 به مكه معظمه رفت و در سنه 1321 بتهران برگشت ؛ و روز چهارم ورود مختصر درد پهلوئى گرفت و بعد ازآنپس از مدت پنجاه و نه سال و يازده ماه قمرى و دو روز عمر در آدينه يازدهم ماه ذى القعدة الحرام سنه 1321 هزار و سيصد و بيست و يك ، چنانكه در « منتخب التواريخ مظفرى : 541 » فرموده - مطابق ( . . . ) دلو ماه برجى - وفات كرد .
و دو نفر پسرانش از ضياء السلطنه : آقا سيد على 34 كه در آدينه 22 ع 2 سنه 1295 متولد شده و در حيات پدر وفات كرد ، و حاج ميرزا جواد 34 كه در ( 1300 ) بيايد مىباشند .
و ديگر يكى از فرزندان خمسهء او مرحوم حاجى ميرزا ابو القاسم 34 امام جمعه است كه در ( 1282 ) بيايد . و ديگرى مير سيد محمد 34 كه در ( 1293 ) بيايد . و يك دختر او از ضياء السلطنه :
شمس السلطنه است كه پس از مادر ملقبه بضياء السلطنه و زوجه دكتر مصدق ( 1299 ) گرديد .
* ( 987 - تولد دكتر ابو الحسن طبيب تفرشى ) *
وى فرزند عبد الوهاب ، و خود از اطباء أنجاب بوده كه در اين سال ( چنانكه در كتاب « مؤلفين كتب چاپى 1 : 144 » نوشته ) در طرخوران از توابع تفرش متولد شده ، و در هشتسالگى بمكتب رفت . و پس از شش سال به تحصيل مقدمات عربى و نجوم و طب قديم پرداخت ، و در هيجدهسالگى براى تكميل تحصيلات از تفرش بطهران رفت و ده سال در مدرسهء دار الفنون درس خواند ، و در سنه 1291 مأمور بطبابت عراق و سلطانآباد گرديد ، و پس از آن مأموريتهاى مختلفه يافته و چندين كتاب تأليف كرد :
اول « پاتولوژى » : دويم « تراپوتيك و دواسازى » . سيم « تشريح » . چهارم « فيزيولوژى »