پنجم « مسائل عمده حفظالصحّه » . ششم « مطلع الطب ناصرى » در امراض باطنى و علاج آن ، انتهى .
و در « المآثر و الآثار : 218 س 1 » عنوانى دارد بنام ميرزا ابو الحسن خان طبيب ، و در آن فرمايد : ساكن طهران ، از برآمدگان اين دولت روزافزون و تربيتيافتگان مدرسهء دار الفنون ، گروهى از مردم معالجات او را بجد مىستايند ، انتهى . و در كتاب « مؤلفين كتب چاپى » اين عنوان را مربوط بوى مىداند و بالاخره گويد :
در سنه 1332 هزار و سيصد و سى و دو در طهران وفات كرد و در امامزاده حسن دفن شد ، انتهى .
* ( 988 - تولد دهقان شاعر سامانى ) *
سامان چنانكه در كتاب « مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى 1 : 197 » نوشته : قريهاى است در شمال غربى ناحيه چهارمحال اصفهان كه در طرف شمال رود زايندهرود و پيوسته بدان است .
و مرحوم دهقان « 1 » نامش حاجى ميرزا ابو الفتح خان فرزند بابا خان است ( كه او در سنه
هامش
( 1 ) رجوع شود به « بدائع و نوادر : ص 28 ش 479 و ص 49 استدراك آن » .
يادداشت مؤلف
مرحوم حاج ميرزا حسن خان شيخ جابرى انصارى در كتاب مذكور ( ص 28 ) گويد :
« دهقانى ميرزا ابو الفتح سامانى ، از معاصرين ، يكى از آيات الهى بود زيرا نه از ادبيات بهرهء چون مردم دانا داشت نه خط خوانا مىنگاشت ، چنانچه شصت و سه سال قبل شبها « الف ليلة و ليله » را بنظم مىآورد بامدادان كه مىخواست بخواند خط خود را نمىتوانست ، نزد بنده آورده براى او برمل و اسطرلاب مىخواندم ، آفرين مىگفت كه بلى چنين گفتهام ! كودنى بود بكمال نادانى كه به دو از نظم خود او مىگفتند :دهقان سامانى است اين * غول بيابانى است اين !در حجره مدرسه جده سالها ساكن ، گاهى شبها از چهارباغ برگشته از بازاريان -