تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1653

مساهمون:

ص١٦٥٣
1262 وفات كرده ) . و خود شاعرى بلندپايه و اديبى پرمايه و ملقب به سيف الشعراء بوده ، و در اين سال - چنان‌كه از « شكرستان » او مستفاد مىشود - متولد شده ، و اينكه در شماره‌هاى مختلف « مجلهء بهار » در سنه 1260 و دو ماه بعد از وفات پدرش ، و نيز عبد الحسين سپنتا در « منتخبات شكرستان » او ، و خان بابا مشار در « مؤلفين كتب چاپى 1 : 197 » در 1240 نوشته‌اند ؛ اشتباه و بعضى نقل از بعضى ديگر است . و به‌هرحال ، وى در اصفهان در مدرسهء صدر نزد مرحوم ملا محمد كاشى و نيز شيخ حسن شيرازى ( چنان‌كه در « مجله ارمغان . سال 16 ش 3 : 231 » نوشته ) كتاب « مطول » و غيره
هامش
- سراغ خانه خود را گرفته او را بمدرسه مىآوردند ! ولى در تزيين معانى و تنزيه و تهذيب الفاظ اعجاز مىكرد ، گويد :هر خم زلف تو صد سلسله دل را وطن است * از پريشان‌شدگان هر طرفى انجمن است گرچه آشفته بود زلف سياهت اما * نتوان گفت كه آشفته‌تر از حال من است دهنت را كه نديديم بعمرى هيچش * نام شد نقطه موهوم و در آن هم سخن استوفاتش 1330 تاريخش : « از داس اجل گشته در و حاصل دهقان ! » ، انتهى . و نيز شيخ جابرى ( رحمة اللّه عليه ) در ( ص 49 ) در استدراك مطالب فوق گويد : « بسال 1321 بيست و هشت روز با دهقان در كشتى منصورى براى حج دريا نورد و از طول و بيم خطر برنج و درد ، گاهى بآزمايش طبع با يكدگر هم آورد شده مىگفتم : « اى خدا نصر بده كشتى منصورى را » دهقان مىگفت : « تا كه نزديك كنم راه بدين دورى را » او مىگفت : « سفر دريا در وى خطر جان باشد » . من مىگفتم « بگذر و مگذر اگر پر در و مرجان باشد » . تا آنكه گويد : « بارى غزل :اى دل‌آشفته چو زلفش شده كار من و تو * بىرخش رفته ز كف صبر و قرار من و تو كوه بگداخته از ناله و آه تو و من * ابر بگريسته بر حالت زار من و تو اى بسا شور قيامت كه به پا برخيزد * در قيامت بهم افتد چو گذار من و توگواهى مىدهد از لطف بكمالش در سخن‌سرائى . . . » . پايان كلام شيخ جابرى ( ره ) . م .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1653 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )