« رسالهئى در تحقيق غنا » . دويم « حواشى بر اشارات و شفا » .
و مرحوم حاجى سيد محمد تقى خود عالم كامل و فقيه فاضل و اصولى جامعى بوده ، و ميان ظاهر و باطن جمع كرده و از اهل سير و سلوك و رياضت و عرفان و درعينحال از علماء ظاهر و فقهاء عصر خود بشمار مىرفت ، و نسبت بعضى از كرامات بوى مىدادند . و در بدايت امر - چنان كه در « لباب : 47 » فرموده - در نزد مرحوم حاجى ملا احمد نراقى درس خوانده و سپس بعتبات عاليات رفت و آنجا در نزد آقا سيد على كربلائى تحصيل كرد و بكاشان برگشت و با حاج ملا احمد بمناقضاتى پرداخت ، و مجلس درسى هم داشت كه در آن چندين نفر از علما حاضر مىشدند ، و چندين كتاب تأليف كرده :
اول « رسالهئى در حجيت مظنه » . دويم « مجموعهاى در متفرقات » . سيم « رسالهئى در مباحث الفاظ » در اصول فقه .
و چون خبر وفات مرحوم حاجى ملا احمد بوى رسيد بغايت گريست و بر او رحمت فرستاد ، بر خلاف زعم مبلغ كه گمان كرد از خبر وفات او شاد مىشود .
و چنانكه در « روضات » در صفحهء مذكوره فرموده وى از مرحوم سيد عبد اللّه شبر ( 1242 ج 4 ش 613 ) اجازت روايت داشته ، و بطورىكه در « لباب » فرموده در اين سال وفات نموده ، و در پشت مشهد در مقبرهئى مخصوص - چنان كه در كتاب « امير كبير و ايران 3 : 715 » نوشته - دفن گرديد .
و دو فرزند بزرگوار او بازماند : اول سيد مهدى كه در اعيان عصر بجلالت شأن معروف بوده و در شعبان سنه 1291 وفات نموده . دويم سيد عبد الرحيم كه از اعيان علما و شاگرد شيخ انصارى بوده و در سنه 1294 وفات كرده ، چنانكه در « لباب : 48 » آورده « 1 » .
هامش
( 1 ) براى اطلاعات بيشتر رجوع به « الكرام البررة : 219 ببعد » شود . م .