از منزل مذكور در طرف جنوب - مشهور ، و اين اشعار از مرحوم كاشف بر آن منقور است :
داد بىداد از سپهر كجمدار * عالمى را كرده زين ماتم اليم
از ستم افكنده طوبى قامتى * رشك نخل نور در طور كليم
جامع مجموعهء اكمال دين * نيك هادى بر صراط مستقيم
سيد عبد اللّه اسم اشرفش * بندهء خاص خداوند عليم
مىسزد در ماتمش از غم ملك * جامه تقديس را سازد دونيم
از دم عيسىوش او بىگمان * مىنمودى زنده جان عظم رميم
حاوى معقول و منقول از علوم * همچو نفس اوليا عقلش سليم
نفس پاك او به از روحانيون * كمترين وصفش على خلق عظيم
طفل ابجدخوان علم حكمتش * صد چو افلاطون و بقراط حكيم
بود در هر فن و علمى ذوفنون * فيض لطفش همچو لطف حق عميم
گر زنان مصر ديدندى رخش * گفتنى هذا يقين ملك كريم
پشت كاشف را شكست از رفتنش * شد به من دزفول مانند جحيم
سال تاريخ وفاتش را ز حق * خواستم از مرحمتهاى قديم
كشف شد كاين مظهر از لطف خدا * گشتهبسم اللّه الرحمن الرحيم
فاش كوش اين مخزن أسرار ما * ز اشتياق عالم باقى مقيم
سر برآورد از هواى دنيوى * روح داعى شد بجنات النعيم
1260
و اين مصراع چنانكه مىبينى 1260 مىشود و براى كم كردن 4 عدد زياده بايد دال دنيوى را كه سر آن باشد بيرون آورد ، هرچند مصراع جلو درست دلالت بر آن ندارد .
و وى را چنانكه گفتيم دخترى بوده كه آن را بمرحوم آقا سيد صدر الدّين كاشف مرشد خود تزويج فرموده . و پس از فوت چنان كه گذشت جسدش را در بقعهئى كه خود ساخته بود دفن كردند ، و در سنه 1315 عبد اللّه خان ساعد السلطنه سردار اكرم همدانى حاكم دزفول آن را خراب و تجديد عمارت نمود . و در « مجمع الفصحا » اين اشعار را از او آورده :