مراجع تقليد و اشهر مدرسين بشمار آمد ، و در اهميت و رياست مانند آخوند خراسانى و حاجى ميرزا حسين خليلى گرديد ، ليكن خود همواره از زعامت عامه و رياست و مرجعيت سرباز مىزد ، و اينها را به چيزى نگرفته و از آن دورى مىفرمود ، و او را تأليفات چندى است :
اول رسالهئى عمليه بنام « أهبة العباد » در روز معاد . دويم حواشى بر « جامع عباسى » و « نخبهء كرباسى » و « نجاة العباد » . سيم « حاشيه بر متاجر شيخ » . چهارم « رسالهئى در وقف » .
و چندين نفر از مجلس درس او برخاستهاند : اول مرحوم شيخ شعبان رشتى كه در ( 1348 ) بيايد . دويم مرحوم حاج ميرزا محمد رضاء كرباسى كه در ( 1295 ) بيايد .
و هم چند نفر از او روايت مىكنند : اول شيخ اسماعيل تبريزى كه در ( 1295 ) بيايد .
دويم ميرزا هادى خراسانى كه در ( 1297 ) بيايد .
و بالاخره ، وى در روز يك شنبه چهارم ماه ذى الحجة الحرام سنه 1330 هزار و سيصد و سى - مطابق 22 عقرب ماه برجى - وفات كرد ، و در نجف در راه رو ايوان غربى صحن شريف در مقبرهء حاج شيخ جعفر شوشترى ( اعلى اللّه مقامه ) دفن شد . و در « مجله يادگار ، سال 5 شماره 8 و 9 ص 71 » وفات او را در 12 ذىالحجه اين سال نوشته .
* ( 891 - وفات حاج ملا عبد اللّه هرندى ، ره ) *
هرند در ( 1203 ج 1 ش 88 ) گذشت .
و مرحوم حاجى ملا عبد اللّه فرزند مرحوم حاجى محمد هادى بن حاجى محمد ظهير است ، و حاجى محمد ظهير نيز در سال و شماره مرقوم گذشت . فرزندش حاجى محمد هادى از علما و مقدسين بوده كه در قبرستان آببخشان اصفهان بيرون بقعهء آخوند ملا حسين تفليسى بر طرف چپ دفن بود ، چنانكه در « تذكرة القبور : 92 » فرموده ، و ما هم مكرر آن تربت پاك را زيارت كرديم . ليكن در وقتى كه خيابان چهارباغ را به طرف برخوار تا بيرون شهر امتداد دادند اثر آن نابود گرديد .