از اين اشعار معلوم مىشود كه در سنه 1290 زنى خيره اين بنا را بر قبر او نهاده و از مرحوم حاجى ميرزا بهاء شاعر معروف آن عصر تاريخ وفات او را خواسته و او اين مرثيه و ماده تاريخ را گفته و بر سنگ قبر او نوشتهاند ، و البتّه آن مرحوم كه خود از اهل شعر و ادب و هم سلك با او بوده و قسمتى از حياتش را درك نموده بتاريخ فوت او آشناتر از مؤلف « روضات » و ناقلين از آن بوده .
و مرحوم حاجى ميرزا بهاء نامش محمد باقر و شاعرى خوشطبع و قادر ، و در زمره ارباب علم و عرفان داخل بوده ، و خطى خوش ، و در اصفهان در محلهء خواجو در نزديكى چهارسو فريدون خانه و مسكن داشته ، و اين فقير مجموعهء ضخيم بقطع هشتصفحهئى از خط او ديدهام كه در آن « گلشن راز » را بتمامه و « منتخباتى از سعدى و مثنوى مولوى و حديقهء سنائى و غيره » كه اينك در نظر نمانده در حدود سال 1280 و اندى در آن نوشته بود ، و بهطورىكه مرحوم ثمر شاعر در آخر ورقهئى ( كه در شرح احوال خود براى سيد جناب جهت درج در « تاريخ اصفهان » نوشته و ارسال داشته ) ذكر كرده ، در حدود 1316 وفات نموده ، انتهى . و پسرى پريشانحال تا چندين سال قبل از اين از او باقى بود ، و بيش از اين تاكنون از احوال او اطلاعى در دست نيست .
و همانا جوهرى لقب چند نفر است كه در « روضات » بعضى از آنها را در جلو احوال اين جوهرى صاحب اين عنوان ذكر كرده و نيز تخلص شعرى بعضى از شعراء است كه ما در اين كتاب در جلد اول در سال 1194 شماره 7 نام آنها را با نام اين جوهرى صاحب عنوان بردهايم ، و لقب يك نفر ديگر از قدماى شعراى عربىگوى نيز هست كه اتفاقا او را هم در مراثى حضرت سيد الشهداء و مدايح اهل بيت ( ع ) أشعارى مىباشد ، و او أبو الحسن على بن احمد جرجانى جوهرى است كه در « رياض العلماء ، ص 641 از نسخهء عكسى » او را ذكر كرده و فرمايد :
بعضى از مراثى را كه او گفته ابن شهرآشوب در « مناقب » نقل نموده ، انتهى .
و از اعقاب دخترى اين جوهرى صاحب عنوان جماعتى امروز در اصفهان موجود و به همين
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1442
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٤٤٢