تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1444

مساهمون:

ص١٤٤٤
ز حق اگرچه بفردوس جاودان شد نهى * نكرد ميل در اين تيره‌خاكدان گندم بنزد همت والاى خويش يكسان ديد * اگر ز سنبله جو ، يا ز كهكشان گندم بوفق خواهش اگر جستى از فلك خرمن * بطنز گر طلبيدى ز آسمان گندم عيان شدى ز مكان تا بلامكان مزرع * وز آن بيان شدى أجرام اختران گندم چو در مجاهده نفس خواست طعمه ز حق * ز ننگ باب چو ناورد در گمان گندم از آن مجاهده باليد جو چو خرمن ماه * در اين مقدمه كاهيد چون كتان گندم اگرنه فيض تو روزى رسان شود مشكل * دمد ز كشت مزار جهانيان گندم ز جنب قهر تو پهلو اگر زند دشمن * چنان‌كه از سر آتش سپندسان گندم « 1 » شها ! ملك خدما ! جوهرى ز مزرع دهر * نيافته است به مقدار نيم نان گندم از اين رديف مرا مقصد اين بود كز من * نموده خواست حريفى بامتحان گندم
هامش
( 1 ) ظاهرا جواب اين شرط در نسخه ما افتاده . منه .