آن علم از مجلس درس او برخاستند ؛ همچون خواهرزادهاش سيد محمد سعيد حبوبى ( كه در 1266 بيايد ) و سيد جعفر زوين و غير آنها .
و او « ديوانى در أشعار » قريب بسههزار بيت فراهم آورده ، و در سنه 1290 ميل بعزلت و انزوا بهم رسانيد و در حيره سكونت گزيد ، چه او را با سادات آل زوين روابطى وثيقه در بين بود ، و آنجا به علت مقام علمى و ادبى نفوذى بر زعما و وجهاء آن پيدا كرد ، و پس از چندى از آنجا با برخى از سادات زوين ؛ بأمر شبلى پاشا نفى بلد گرديد ، و در اين وقت خبر مرگ دو نفر پسرانش كه بطاعون وفات كرده بودند بوى رسيد و او قصيدهئى در مرثيه آنها انشا نمود .
و در سنه 1307 بنجف برگشته و آنجا بود تا در يكشنبه پنجم ماه ذى القعدة الحرام سنه 1313 - مطابق ( حمل - ثور ) ماه برجى - وفات نمود . و دو فرزند از وى بازماند :
يكى شيخ محمد اعسم كه قاضى نجف بوده و در سنه 1366 وفات نموده .
و ديگر شيخ عبد الحسين اعسم كه در « نقبا » فرمايد : وى كتابى بنام « الزهور ، در رامپور » تأليف فرموده و در چندين سال پيش از اين وفات نمود . انتهى « 1 » .
و زهور جمع زهر بمعنى شكوفه است ، مانند فلس و فلوس ؛ چنان كه در « اقرب الموارد ج 3 » فرموده .
هامش
( 1 ) در « معجم رجال الفكر و الادب فى النجف : 42 » گويد : اين شيخ عبد الحسين در اواخر عمر ساكن كاظمين بوده و كتابى بنام « الرحلة الاعسمية » از او بسال 1346 چاپ شده است . م .