و طويل الباع در أدبيات و شاعرى با نسك و تقوى و عبادت گرديد ، و چندين كتاب برشته تأليف كشيد :
اول « ديوان اشعار » شامل مدايح و مراثى و تقريض بر بعضى كتب و غيره . دويم رسالهئى در « تراجم علما » و ادباى معاصرين خود و مقاربين آنها از اهل حله كه به خواهش شيخ على آل كاشف الغطا براى درج در كتاب « الحصون المنيعه » تأليف كرده . سيم كتاب « محاضرة الاديب و مسامرة الحبيب » در ادبيات و ظرائف و حكم و مختارات و مناظرات بين سكون و حركت كه آن را به حبيب بك بن محمد نورى آل عبد الجليل از اعيان حله اهداء نموده .
و بالاخره وى در دوشنبه دويم ماه جمادى الآخرهء سنه هزار و سيصد و بيست و پنج - مطابق 21 سرطان ماه برجى - وفات كرد ، و نعش او را حمل بنجف نموده و در وادى السلام دفن كردند ، و فرزندى از وى بازماند بنام شيخ محمد امين كه او مردى فاضل و حافظ آثار پدر بزرگوار بوده .
* ( 819 - تولد ميرزا على صدر العرفاء شيرازى ) *
وى فرزند حاج ميرزا زين العابدين شروانى مستعلى شاه است كه در جلد اول سال 1194 ( ص 15 ش 9 ) گذشت ، و خود از جمله معاريف شيراز و ساكن محله بالاكفت آن شهر بوده و همانا در اين سال در شيراز متولد شده چنان كه نص « فارسنامه » در ذكر اعيان محله مذكوره ( ص 53 ) است ، و بنابراين وى در سال وفات پدرش تولد يافته ، و در « طرائق الحقائق 3 : 138 » شرحى دربارهء او نوشته بخلاصه اينكه وى حسام الدّين على و از بزرگان ملت ملقب به غضنفرعلى است و اجازهء تلقين بعضى ادعيه و أوراد دارند ، و از دولت قاهره ملقب بصدر -