* ( 789 - وفات ملا محمد باقر ، صحبت لارى ) *
لار چنان كه در « فارسنامه ناصرى ، گفتار 2 : 281 » فرموده ، نام دو محل است :
يكى در فارس كه از گرمسيرات آن مملكت و ميانه مشرق و جنوب شيراز بمساحت 57 فرسنگى افتاده و هوايش بعد از نواحى عباسى گرمتر از همه بلوكات فارس است ، و ديگرى در رى كه چندين دشت و كوه و پشته است بر فراز كوه البرز ؛ و هواى اين دو لار ضد يكديگر است .
و ملا محمد باقر صاحب عنوان از لار فارس است ، و شرح احوالش در « فارسنامه ، گفتار مذكور : 284 » نوشته ، و از آن با ملاحظهء برخى از مواضع ديگر چنين برآيد كه : وى فرزند محمد على بن عبد الصمد بن شاه منصور ، و خود عالمى معروف و شاعرى مشهور بوده . در « فارسنامه » او را بكلمات صفوه محدثين و قدوهء مدرسين و جامع معقول و منقول و زبده علماى تفسير و امثال اينها وصف نموده ، سپس فرمايد : اصلش از خيمهنشينان قريهء بيرم لارستان است و قبيله او را دشتى گويند كه بعضى در بيرم و بعضى در كوه و صحراى آن توقف دارند ، و او بشيراز با سعيى تمام به تحصيل علوم شتافت و پس از آن بلار برگشته و مرجع اهالى آن گرديد ، و در اواخر عمر از حليه بصر عارى شد و « ديوانى در اشعار » دارد زياده از سى هزار بيت ، و از آن جمله اين اشعار است :
اى بولاى تو تولاى من * از خود و أغيار تبراى من
بود تو پيدائى پيداى من * گر بشكافند سر و پاى من
جز تو نيابند در اعضاى من
سر بته افكنده من از غم خموش * هيكل من بلبلهوش در خروش