خواند ، و همانا چند جنازه را مىآوردند و او ايستاده بر آنها نماز مىخواند و چند جنازه ديگر مىآوردند و اگر مىديد كه بعد از نماز در برداشتن آنها قصورى رخ داده خود عبا را بر شانه انداخته و آنها را بلند مىكرد و بجانب ايوان شريف مىبرد ، و وقت زوال براى صرف نهار به خانه مىرفت ، و سيد صالح بزرگوار سيد على عاملى از طرف وى بدان كار مىپرداخت و باز خود آمده و تا غروب بدان امور مشغول بود و درون حجرات را مىديد كه مبادا ميتى در آنها مانده باشد ، و در اين اوقات اموال كثيره از اموات عديده برحسب وصيت آنها نزد وى جمع شده و او همه را بمصارف خود مىرسانيد ، و اين امور همانا از قوت ربانيه و تسديدات الهيه و توفيقات سماويه و فقاهت احمديه و همت علويه ناشى شده ، و لا يلقيها الا ذو حظ عظيم .
و هم در « مستدرك » ( محل مرقوم ) دارد كه آن بزرگوار را خوش نمىآمد كه دست او را ببوسند و همى دست خود را از بوسيدن مردم پس مىكشيد ، و آنها متوجه شده بودند كه وقتى او در حرم مطهر مشرف مىشد چنان مستغرق بحار عظمت حضرت حق تعالى ( جلجلاله ) مىشد كه هيچ حال خود را نمىفهميد ، آن وقت هجوم آورده و بفيض دستبوسى وى نائل مىشدند . و وقتى با جمعى در كشتى نشسته و از زيارت حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) برگشته بنجف مىرفتند كه بادى سخت وزيده و يك نفر خيلى مضطرب و متزلزل بود ، آن جناب بوى فرمود چرا مىترسى ؟ همانا باد و رعد و برق منقاد امر حضرت حق ( جلجلاله ) مىباشند ، و با پر عبا اشاره بباد نمود مانند اينكه پشه را مىراند و فرمود قرار بگير ! پس همان دم باد ايستاده و كشتى مانند اين بود كه در گل فرو رفته باشد .
و بالاخره ، مرحوم سيد صاحب عنوان كتابى دارد بنام « جامع الرسائل » در عبادات كه در آن رسائل شيخ جعفر نجفى را گرد آورده ، انجام تأليف نماز آن سنه 1241 ، انجام تأليف روزه سنه 1242 .
و جماعتى در نزد او درس خواندهاند ، از آن جمله برادرزادهاش سيد محمد مهدى كه وى هم از او روايت مىكند .
و او بعد از مغرب شب عرفه ( نهم ذى الحجة الحرام ) اين سال - مطابق ( . . . ) جوزا ماه
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1274
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٢٧٤