حاجى ميرزا محمد رضاء همدانى ، ديگر « حجة الاسلام » آخوند ملا على نورى ، سيم همين « سيف الامه » كه حاجى صاحب عنوان كتابهائى از يهود بدست آورده و چندى با علماء آنها گفتگو نموده و اين كتاب را تأليف فرموده ، و حاجى ميرزا محمد رضاء مذكور در ( 1247 ) و آخوند نورى در ( 1246 ) بيايند .
نهم « شرح تجريد الاصول » پدرش در شش جلد . دهم شرح كتاب پدرش در « حساب » .
يازدهم « شرح كتاب محصل » كه شايد « محصل » تأليف پدرش يا « محصل » امام فخر رازى باشد .
دوازدهم كتاب « طاقديس » كه منظومهئى لطيف مثنوى بر وزن « مثنوى مولوى » است ، در حكم و مواعظ . در « الذريعة 15 : 134 » فرمايد : معنى آن به فارسى طاق مانند است ، و گاهى آن را بغلط تقديس مىگويند ، و در « فهرست مشار » آن را « لسان الغيب ، در تمييز صحت و عيب » نوشته ، و فرزند ناظم محمد جواد شفائى آن را تمام كرده ، و نسخهء آن در كتابخانه دانشگاه در 1000 بيت موجود است و در « فهرست دانشپژوه 13 : 3178 » آن را « مثنوى شفائى » ناميده ، تمام شد كلام « الذريعة » .
سيزدهم كتاب « عوائد الايام » از مهمات ادلهء احكام ، در قواعد استنباط احكام شرعيه مشتمل بر هشتاد و هشت عائده با فهرستى مفصل و مبسوط ، و عائدهء اخيره در تراجم روات احاديث به ترتيب حروف است ، و مرحوم شيخ انصارى ( اعلى اللّه مقامه ) بعضى حواشى بر آن دارد ، و مرحوم ميرزا محمد حسين نجفى ( كه در عنوان سابق در ضمن احوال پدرش گذشت ) كتابى بنام « البوارق » در رد مبحث تداخل اسباب آن نوشته چنان كه در احوال او ذكر شد .
در « روضات » فرمايد : اين كتاب در مستطرفات تمام عمر شريف او از قواعد و قوانين فقها كه دانستن آنهمه لازم است مىباشد ، و اگر هر چيزى در دنيا شنيدنش بزرگتر از ديدنش است پس بجان دوست سوگند كه اين كتاب برعكس أقران خود مىباشد ، انتهى . مقصود اينكه هر چيزى را تعريفى كه برايش مىكنند چون به نظر مىرسد مىبينى آن اهميت و توصيف را ندارد ، ليكن اين كتاب همينكه ديده شود مىبينى بهتر از تعريفى است كه دربارهء او نمودهاند ،
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1237
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٢٣٧