و حاجى عبد الرزاق بيك در سنه 1241 به مكه رفت ، و در مدت عمر همواره بمطالعه و محاضره كتب تواريخ و ادب مشغول بود و چندين كتاب در فنون متفرقه تأليف نموده :
اول كتاب « تجربة الاحرار و تسلية الابرار » در احوال علما و شعراء معاصرين خود و برخى از مطالب ديگر ، انجام تأليف آن سنه 1228 . دويم ترجمه كتاب « عبرتنامه ابراهيم » از تركى بپارسى ، و آن ترجمه كتابى است كه كروسنيكى مبلغ عيسوى لهستانى ( متولد در سنه 1086 و متوفى در سنه 1169 در لهستان ، چنان كه در « مجله يادگار ، سال 5 شماره ( 8 و 9 ) ص 138 » فرموده ) در علت و كيفيت انقراض دولت صفويه كه خود در اصفهان حاضر و ناظر آن بوده بلغت لاتينى نوشته . سيم كتاب « جامع خاقانى » در تاريخ و مآثر فتحعلى شاه . چهارم كتاب « حدائق الادباء » در آداب و أخلاق ، تأليف آن سنه 1232 . پنجم كتاب « حدائق الجنان » در سرگذشت خودش در شيراز و شعرا و فضلاء آن . ششم كتاب « حديقه » در تراجم شعراء عرب بپارسى . هفتم كتاب « حقائق الانوار » در شعراء عرب و عجم ، تأليف آن سنه 1230 . هشتم « ديوان أشعار » . نهم كتاب « روضة الآداب و جنة الالباب » در احوال شعراء عرب به عربى ، انجام تأليف آن سنه 1224 . دهم كتاب « رياض الجنة » در احوال خانوادهء دنابله . يازدهم « شرح كتاب المشاعر » ملا صدرى كه به خط خودش كه در سنه 1242 نوشته بوده در كتابخانه مجلس در تهران موجود است . دوازدهم كتاب « مآثر سلطانيه » در مآثر فتحعلى شاه از حين جلوس تا سال 1241 كه سال ختم تأليف است . سيزدهم « مثنوىاى به بحر رمل » . چهاردهم كتاب « ناز و نياز » كه آن هم مثنوىاى ببحر رمل است بدين وزن « مفاعلين مفاعيلن مفاعيل » .
پانزدهم كتاب « نگارستان دارا » در احوال شعراء دورهء فتحعلى شاه ، تأليف آن سنه 1241 .
شانزدهم كتاب « همايوننامه » و آن مثنوى بر اين وزن ( سر نامه نام خداوند پاك ) در احوال مختار است .
و او در اين سال در تبريز وفات كرده و هم در آنجا دفن شد . و فرزندش بهاء الدّين محمد از ادباء نامى و سخنشناسان فاضل بوده و تأليفاتى دارد : اول « تفسير قرآن » كه بسى مفصل و مبسوط است . دويم « مجموعهاى » از اقوال پدرش در « شرح اشعار انورى » .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1204
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٢٠٤