تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1205

مساهمون:

ص١٢٠٥

* ( 633 - تولد مرحوم حاجى سيد عبد الصمد 25 شوشترى ) *

وى فرزند مرحوم سيد احمد 24 شوشترى است كه در 1220 ( ص 690 ) گذشت . و خود از علما و فقهاى عصر بوده و شعر هم مىگفته ، و چنان كه از « نقباء البشر : 1132 ش 1647 » با ملاحظهء بعضى از مواضع ديگر برمىآيد ؛ در ماه ذى الحجة الحرام اين سال - مطابق ( جوزا - سرطان ) ماه برجى - در شوشتر متولد شده ، و هم آنجا در مقدمات علمى درس خوانده ، آنگاه بنجف اشرف هجرت نموده و حظى وافر و بهرى متكاثر از علوم و معرفت تحصيل كرده چندان كه در فقه و اصول و رجال و حديث و غير آنها از علوم اسلاميه براعتى تمام بهم رسانيد ، و از چندين نفر از علما بدريافت اجازه نايل گرديد كه تواريخ آنها از 1288 تا 1292 بوده ، پس بشوشتر برگشت و آنجا رياستى شايسته و مرجعيتى در امور پيدا كرد و مردمان همه بوى روآوردند ، و او بنيكوتر وجهى بوظايف شرعيه قيام نمود ، آنگاه ناگهان بر اهل شوشتر غضبناك شده و همه را ترك كرده و بنجف اشرف رفت و زمانى دراز آنجا بعبادت و تأليف پرداخت تا رؤسا و بزرگان شوشتر از وى التماس نمودند كه بدان شهر بازآيد و آنها را هدايت كند ، پس باز بشوشتر آمد و به خدمت دين و هدايت مشغول شد ، و هماره بعد از نماز بمنبر مىرفت و موعظه مىنمود ، و وى را مهارتى تمام در بيانات منبرى و جلب قلوب مستمعين بوده ، و چندين كتاب تأليف نموده : اول كتاب « التحفة النظاميه » در ايمان پدر حضرت ابراهيم الخليل ( على نبينا و آله و عليه السلام ) و اينكه او غير از آزر است ، نزديك بسه‌هزار بيت ؛ بنام نظام السلطنهء ما فى والى خوزستان . دويم « تعليقه بر رسائل » استادش شيخ انصارى . سيم « حاشيه بر شرح لمعه » . چهارم « رساله‌ئى در منطق » . پنجم « رساله‌ئى در وجوب اخفات در اخيرتين » در رد برخى از أخباريين . ششم « شرح نتيجة الانظار » . هفتم كتاب « فصل الخطاب » در تفسير آيهء شريفه 111 از سورهء مباركه توبه
( إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ،
الخ ) . هشتم كتاب « المحاكمات »